نقشه اتوکد بنای یادبود بوعلی (DWG)

  • بناي يادبود بوعلي به منظور گراميداشت اين دانشمند و فيلسوف بزرگ ايراني، در سال ۱۳۲۸ ه‍ . ش. تحت نظارت وزارت فرهنگ و هنر توسط آقاي مهندس هوشنگ سيحون طراحي شد و در سال ۱۳۳۱ ه‍ . ش. به بهره‎برداري رسيد. اين بنا در غربِ يكي از خيابان‎هاي قديمي شهر همدان و در احاطة بافت مسكوني اطراف آن ساخته شد.

نقشه اتوکد بنای یادبود بوعلی (DWG)

الف ـ معرفي بنا

– بناي يادبود بوعلي به منظور گراميداشت اين دانشمند و فيلسوف بزرگ ايراني، در سال ۱۳۲۸ ه‍ . ش. تحت نظارت وزارت فرهنگ و هنر توسط آقاي مهندس هوشنگ سيحون طراحي شد و در سال ۱۳۳۱ ه‍ . ش. به بهره‎برداري رسيد.
– اين بنا در غربِ يكي از خيابان‎هاي قديمي شهر همدان و در احاطة بافت مسكوني اطراف آن ساخته شد. در حالِ حاضر ميداني در اطراف اين ساختمان احداث شده كه از ميادينِ اصلي شهر محسوب مي‎شود. به اين ترتيب، در وضعيت كنوني بناي يادبود بوعلي در محوطة سبز بيضي شكلِ وسيعي و در كانونِ غربيِ آن مستقر شده است. (تصوير شماره ۱)
– بناي يادبود بوعلي مشتمل بر كتابخانه، موزه،‌ آرامگاه و برج يادبود و بخش‎هاي خدماتي است. فضاهاي مختلف مجموعه به دو بخشِ آرامگاه و برج تقسيم مي‎شود. بخش اول كه زيربناي آن حدود ۶۱۰ مترمربع است به شكل ساختماني توپُر و سنگين كه تناسبات افقي دارد ساخته شده است. نماهاي آن به جز قسمت ورودي تماماً با قطعات بزرگ سنگ خارا پوشيده شده است. ورودي اين بخش رواقي است كه توسط رديف ستو‎ن‎هاي قطور و نيمه مخروطيِ بتوني از فضاي باز جدا شده است. بخش دوم يا همان برجِ كشيده و بلندِ يادبود، منشوري دوازده وجهي است كه از استقرار دوازده ستونِ بتوني بر گرد دايره‎اي به قطر ۵ متر پديد آمده است. اين ستون‎هاي كشيده هر چه به سمت بالا مي‎روند به سمت مركز دايره جمع مي‎شوند و در نهايت به كلاهك مخروطي شكلِ بالاي برج مي‎رسند. اين برج تماماً از بتون ساخته شده و بر سكويي كه در حدود ۴۰/۱ متر از ديوارهاي بخشِ زيرين بلندتر مي‎باشد نشسته است.
– ارتفاع بخش آرامگاه حدود ۶ متر،‌ و ارتفاع برج از روي سكو ۲۱ متر است كه ۱۷ مترِ آن مربوط به بخشِ پاية برج است و ۴ متر به كلاهك مخروطيِ آن اختصاص دارد.
– در بخشِ آرامگاه، بازديد كننده پس از گذشتن از فضاي نيم بازِ ورودي، به سرسراي ارتباطي مي‎رسد؛ فضائي كه دو بخشِ كتابخانه و موزه را در دو طرفِ خود دارد. پس از گذشتن از اين سرسرا به فضاي اصليِ آرامگاه مي‎رسيم. يك وروديِ فرعي از سمت غربِ آرامگاه به فضاي باز راه پيدا مي‎كند. در حدّ فاصل ميان اين بنا و ديوارهاي سنگيِ دورادور خاكريزي شده است. به اين ترتيب در اينجا فضاهاي قابل استفاده تنها حدود ۳۵% از كلّ محدودة ديواركشي شده را اشغال كرده‎اند.

ب ـ سيماي بيروني و طرحِ معماريِ اجزاي طرح

ب ـ ۱ـ بخش آرامگاه
– بخشِ زيرينِ برج كه به استثناي فضاي وروديِ بنا ديواره‎اي تماماً بسته و سنگي است و تناسباتي افقي دارد، مانند تختي در زير پاي برج گسترده شده است.
– با مقايسة نسبت ميان سطح زيربناي فضاي استفاده شده و سطح فضاي پُر شده با خاك در اينجا در مي‎يابيم كه طراح در پديد آوردن اين تخت با وسعتِ زياد تأكيد وتعمد داشته است‌ و براي اين منظور از ديواركشيِ كاذبْ در پيرامونِ سطحي قريب به دو برابرِ سطحِ مورد نياز و پُر كردن آن با خاك براي ايجاد آرامگاهي پُرابهت ترديد به خود راه نداده است.
– فضاي نيم بازِ ورودي توسط ده ستون بتونيِ نيم مخروطي (با قطر پاية ۹۰ سانتيمتر) از فضاي باز جدا شده است. اين ستون‎هاي ضخيم، دهانه‎هاي كوچكي در حدود ۳ متر را مي‎پوشانند و ارتفاعِ آنها در حدود ۵/۴ متر است. لبة صافِ بالاي ستون‎ها و تناسباتِ دهنه‎ها موجب شده است كه تناسبات اين بخش نيز همانند باقيِ قسمت‎ها كشيده و افقي به نظر برسد.
– رديف‎ِستون‎هاي ياد شده نسبت به وروديِ آرامگاه، سكو و برجِ فرازِ آن كاملاً متقارن است، اما نسبت به حجمِ اصليِ تخت متقارن نيست. احجام دو طرف اين فضاي نيمْ باز همْ اندازه نيستند و با شكست‎هايي به تدريج فرو مي‎نشينند.
– البته اگر با كمي تسامح حجم كوتاهترِ جنوبي را‌ ـ كه با كوچه‎اي از حجم اصليِ پايه جدا مي‎شود ـ پيوسته با حجم اصلي در نظر بگيريم، آنگاه مي‎توان گفت كه برج، سكوي زير آن و بناي آرامگاه و وروديِ نيمْ بازِ آن منطبق بر محور تقارن مجموعه واقع شده‎اند. (تصوير شمارة ۲)
– تفاوت جنس ستون‎ها با ديوارهاي سنگيِ اطرافْ بخشِ ورودي را از اطراف خود متمايز مي‎كند.
– يكي ديگر از ويژگي‎هاي تخت، پلكان تماماً سنگي است كه از ميان ديوارهاي سنگي به ترازِ روي آن مي‎روند. اين پله‎ها مانند شكاف‎هايي در دلِ تخت سنگي طراحي شده‎اند. مخصوصاً پلكان جنوبي كه با لغزشِ مختصري نسبت به محورِ برج، مستقيماً به سمت آن نشانه مي‎رود و به واسطة تناسباتِ كمي تنگ و حركت‎ِ يكسرة پله به سوي برج، كيفيت‎ِ فضاييِ خاصي پديد مي‎آورد. (تصوير شمارة ۳)
– دو رامپِ غربي كه كاملاً نسبت به برج متقارنند ـ اگر چه در پشت‎ِ ساختمان واقع شده‎اند ـ از نقاطِ قابل تأمل در طرحِ بخشِ پايه محسوب مي‎شوند.
– طرحِ فضاي داخليِ آرامگاه ـ موزه و انتظام فضاييِ آن نيز بسيار ساده است. دو بخشِ كتابخانه و موزه در دو طرفِ محوري قرار گرفته‎اند كه با گذشتن از يك گرة مربع شكلْ شخص را به فضاي متقارن و خالصِ آرامگاه مي‎رساند.
– ديوارهاي داخلي ضخيم و سنگين هستند. به واسطة احاطه شدنِ بنا با احجام خاكريزي شدة اطراف و بسته بودنِ جداره‎هاي بيروني آرامگاه كيفيت‎ِ بناهاي زيرزميني را پيدا كرده است.
– بام ساختمانِ آرامگاه پهنة نسبتاً وسيع و بازي است كه برجِ رفيعِ يادبود و سكوي زيرش تنها عناصرِ بارز آن محسوب مي‎شوند. دو محدودة سبز شمال و جنوبِ اين فضاي بازِ گسترده، به شكل باغچه‎هايي با درخت و گل وسبزه، به دليل آنكه نسبتي با برج و سكوي زيرِ آن ندارند حريم‎هاي مستقل و مؤثري پديد نياورده‎اند. تأثيرِ اين فضاهاي سبز براي مخاطبي كه در محوطة اصلي در پاي تخت به آن نگاه مي‎كند نيز بسيار كمرنگ است و تنها خبر از وجود سبزه و درختي در بالاي اين حجمِ توپُر و سنگين مي‎دهد، اما پيوندي ميان فضاهاي سبز در بالا و پائين آن احساس نمي‎شود.

ب ـ‌ ۲ـ برج يادبود
– برج يادبود همانطور كه پيشتر نيز اشاره شد عبارت است از يك بخشِ پايه كه به دليلِ وجود ستون‎هاي كشيده و بلندِ گرداگردِ آن سبك و شفاف به نظر مي‎رسد و كلاهك‎ِ مخروطي شكلِ بالاي برج را برپا داشته است. (تصوير شمارة ۴)
– جمع شدگي ستون‎ها در بالاي پاية برج، و شكل مخروطيِ كلاهك روي آن، اشارة مستقيم و واضحي است به حركت به سمت آسمان و ميل به اوج گرفتن.
– در طرحِ برجْ “هندسه” از عواملِ اساسي و مهمِ شكل‎گيري اجزا و عناصر است. انتخاب يك چند وجهيِ منظمِ محاط بر دايره در قاعده، طرح قاعدة ستون‎ها به گونه‎اي كه به سوي مركز دايره جمع مي‎شوند، و انتخابِ حجمِ خالص مخروط به عنوان اختتامية برج، هيئت كاملاً هندسي براي برج پديد آورده است كه نشانگر مقيد بودن طراح به نظم،‌ تقارن و هندسه در اين بخش از مجموعه است. انتخاب جنس بتونِ صاف و تراشيده براي برج موجب شده كه نظم و هندسه‎اي كه از آن صحبت رفت چشمگيرتر شود و در نهايتْ برج به شكلِ حجمِ كاملاً تراشيده و خراطي شده‎اي برفراز سكوي كمْ ارتفاع ديده شود.

ج ـ كيفيت‎هاي بصريِ اجزاي طرح

– تفاوت ميان شفافيت پاية برج و حجمِ صلب و توپُرِ كلاهك روي آن موجب شده است برج به دو پارة مجزاي پايه و كلاهك تقسيم شود. به اين ترتيب علي‎رغم آنكه نيت طراح در اشاره به بالا به وسيلة فرمِ پيكانْ گونة برج آشكار است، اما كلاهك‎ِ مخروطي عنصري مهم و مظهري از چيزي است كه توسط اين ستون‎هاي كشيده نگهداشته و حفظ شده است.
– دو پارگي و تفاوت ميان دو بخشِ پايه و كلاهك برج در هنگام مشاهدة ‌توأمان بخش آرامگاه و برج روي آن نيز احساس مي‎شود. تناقض ميان پاية توپُر و سنگين ـ كه به دليل وجود قطعات بزرگ و نتراشيدة سنگ خارا خشن و بَدَوي به نظر مي‎رسد ـ و سطح صاف و تراشيده و منظمِ برج به گونه‎اي است كه اين دو بخش را به صورت دو لاية كاملاً متفاوت كه در جوارِ يكديگر قرار گرفته‎اند احساس مي‎كنيم و پيوندي ميانِ آنها نمي‎يابيم.
– در بخشِ زيرين بنا (تخت)،‌ تفاوت ميانِ بافت و جنس ديوارهاي سنگي با فضاي نيم‎بازِ وروديِ آرامگاه موجب شده كه اين دو بخش را نيز تا حدودي از يكديگر جدا احساس كنيم. شكلِ نامنظم و احجامِ نامتقارنِ سنگي در اطرافِ اين وروديِ منظمِ بتوني باعث مي‎شود كه اين بخشِ مياني مانند ساختماني در دلِ صخره‎هاي سنگي ديده شود. طرحِ بخشِ آرامگاه هم كه مطابق آنچه قبلاً گفته شد شباهتي به بناهاي زيرزميني دارد تأئيدي است بر آنكه طراح تلاش كرده است تا با تمهيداتِ مختلفْ بناي آرامگاه را به شكل دخمه‎اي درون صخره‎هاي سنگي طراحي كند؛ امري كه با عملكرد آرامگاهيِ اين بنا سنخيت دارد و آرامگاههاي پيش از اسلام در ايران باستان را به ياد مي‎آورَد.
– به جز نكته‎اي كه اشاره شد، نشانه‎هاي ديگري نيز از معماريِ ايرانِ باستان در بخشِ پايه ديده مي‎شود. استفاده از فضاي نيمْ باز و رديف‎ِ ستون‎هاي نيم مخروطي به عنوانِ ورودي، و لبة صافِ بالاي اين رديف ستون‎ها از موارد تشابه ميان اين بنا با نمونه‎هاي باقيمانده از دورانِ پيش از اسلام است. به عنوان نمونه مي‎توان به كاخ پذيرايي كورش در مجموعة پاسارگاد اشاره كرد. در اين نمونه، فضاي ورودي توسط ايواني با رديف ستون‎هاي نيم مخروطي (و از قضا با نُه دهانه) از احجامِ توپرِ طرفين متمايز شده است. (تصوير شمارة ۵)

نمونه نقشه اتوکد بنای یادبود بوعلی
– بخشِ وروديِ آرامگاه با آنكه از لحاظ فرم و شكل ظاهري از همان نمونه‎هاي باستاني پيروي مي‎كند، اما به دليل جنس و بافت خاصش، و در مقايسه با ظاهرِ بَدَوي و تقريباً ارگانيكِ ديوارهاي سنگي به صورت مظهري از دقت و نظمِ هندسي و علم و رياضيات خود را مي‎نماياند و نسبتي با برجِ بالاي خود برقرار مي‎سازد.
– در طرحِ بخشِ آرامگاه، همانند بناهاي پيش از اسلام، ميل به “تختْ‎سازي” در مقابل “حياط‎سازي” كه در معماريِ پس از اسلام بسيار رايج است ديده مي‎شود. طراح براي نيل به اين هدف از حجمِ وسيع خاكريزي در اطرافِ بناي مختصر و محدودِ آرامگاه استقبال كرده و به اين ترتيب توانسته است تخت‎ِ وسيعي مهيا كند كه برجِ يادبود را بر آن بنشاند.
– استفاده از قطعاتِ بزرگِ سنگ و ايجادِ ديوارهاي بلند‎ِ سنگيِ ناصاف با بندكشي‎هاي ضخيمْ معماريِ پيش از اسلام را تداعي مي‎كند. پله‎هاي يكسره كه از ميان ديوارهاي سنگي حركت مي‎كنند نمونه‎هاي بسيار زيادي در معماري ايران باستان از جمله در مجموعة تخت جمشيد و معبد آناهيتا در كنگاور دارند.
– تفاوتِ عمدة بخشِ آرامگاه بناي يادبود بوعلي با آثار باقيمانده از دوران پيش از اسلام، عدم تقارنِ احجامِ پس و پيش نشستة آن است. در اينجا با آنكه طرحِ فضاي داخل آرامگاه همانند معابد و كاخ‎هاي پيش از اسلام كاملاً متقارن است،‌ و علي‏رغم انتخاب عناصرِ متقارني مانند دو رامپِ غربيِ بنا، طراح مي‎كوشد تا حجمِ كليِ تخت و نحوة استقرار آرامگاه نسبت به اين تخت را از تقارن خارج كند. اين عدم تقارنْ جلوه‎اي ارگانيك و بدوي به بنا مي‎دهد و از صلابت آن ـ امري كه در نمونه‎هاي قديمي ديده مي‎شود و زائيدة رعايت بي‎چون و چراي اصلِ تقارن است ـ مي‎كاهد.
– در مقابلِ اشاراتِ متعددي كه در بخشِ تخت به معماريِ تخت از اسلام شده، برجِ يادبود با بياني متفاوت كه شباهت با معماري پس از اسلام دارد برفرازِ آن شكل گرفته است.
– مهم‎ترين عاملي كه موجب مي‎شود برجْ ما را به ياد بناهاي پس از اسلام بياندازد شباهتِ بسيار زياد آن به برجِ گنبدقابوس است. به اين ترتيب به نظر مي‎رسد طراح با انتخاب فرمِ منشوري كه در بالا به يك مخروط منتهي مي‎شود، اشارة مستقيم و روشني به اين الگوي سنتي كرده است؛ اگر چه كه دخل و تصرفات در الگوي اوليه سبب شده است تا طرح تا حدودي خلاصه شود و لحن مدرن پيدا كند. (تصوير شمارة۶)
– جدا از شباهت‎هاي ظاهريِ دو برج گنبد قابوس و برج يادبود بوعلي، نشستن اين دو بر بلنداي تپه يا تختِ دستْ ساخته، و تك وتنها بودنِ آنها از وجوهِ تشابهِ دو بنا به شمار مي‎رود.
– علي‎رغم شباهت‎هايي كه ذكر شد تفاوت‎هايي نيز ميان برج يادبود بوعلي و گنبد قابوس احساس مي‎شود؛ در گنبد قابوس با بنايي واحد و يكپارچه مواجهيم كه بر فرازِ تپه‎اي نشسته و به بالا اشاره مي‎كند. در برج يادبود بوعلي همان اشارة به بالا حس مي‎شود، اما دو پارگيِ ميان پايه و كلاهك سبب مي‎شود تا آن را يكپارچه و واحد نبينيم. به عبارت ديگر اگر در گنبد قابوسْ برجْ تنها واسطه‎اي براي اشاره به اوج و بازگشت به اصل است، در نمونة‌ معاصرْ خودِ برج موضوعي است براي تماشا، و اجزاي مختلفِ آن هر يك خود را به نمايش مي‎گذارند و عرضِ اندام مي‎كنند.
– نكتة مهم ديگر در مورد تفكيكِ اندامِ برج به دو بخش پايه و كلاهك تفاوت ميان آنها از نظر “بيان معماري” است؛ در حالي كه كلاهك يادآور گنبدهاي رُكِ قديمي است، چنانچه پايه را به تنهايي ملاحظه كنيم آن را موجودي متعلق به “معماري مدرن” خواهيم يافت. در حقيقت با نشستن كلاهكِ مخروطي بر ستون‎هاي ظريف پايه، برجْ طعم ومزة معماري اسلامي مي‎يابد؛ يا در مقابل، به سعيِ طراحْ برجِ گنبد قابوس هيئتي مدرن را مي‎پذيرد. (تصوير شمارة ۷)
– به همين ترتيب در مقايسة تخت اصلي (يا همان ساختمان آرامگاه) و برج مي‎توان به وجودِ دو نوع بيان، يعني دو معماري پيش و پس از اسلام، اشاره كرد. در كنارِ اين دو نوع معماريِ ايراني، مي‎توان به بيانِ سومي هم اشاره كرد كه همان بيانِ مدرنِ طرح است. استفاده از بتونِ نمايان در برج و بخش وروديِ آرامگاه، و شفافيت وسبكيِ برج و ميل به “خلاصه‎سازيِ” الگوهاي قديمي خصلت‎هاي مدرنيستيِ بنا را آشكار مي‎سازند. به اين ترتيب با بنايي ايراني مواجهيم كه به دوره‎هاي مختلف معماريِ اين سرزمين اشاره مي‎كند و در عين حال زيباشناسيِ مدرن را هم با خود همراه دارد. (تصوير شمارة ۸)

نمونه نقشه اتوکد بنای یادبود بوعلی-2


 

برای دریافت نقشه اتوکد بنای یادبود بوعلی (DWG) به لینک زیر مراجعه کنید.نقشه اتوکد بنای یادبود بوعلی

دانلود

عنوان : نقشه اتوکد بنای یادبود بوعلی (DWG)

حجم : ۲۸۲kb

رمز فایل : memarino.ir


 

افزودن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *