نقشه اتوکد مدرسه عالی مدیریت (DWG)

مدرسه عالي مديريت در سال ۱۳۴۹ دردفترمهندسين مشاور عبدالعزيز فرمانفرمائيان طراحي شده و توسط همان مشاور نظارت و اجرا شده است.
اين مدرسه شاخه‎اي از دانشگاه ‎هاروارد در ايران بوده و به نيت تربيت دانشجويان در سطح عالي و بصورت شبانه‎روزي تأسيس شده است.
مدرسه در بستري بر فراز تپه‎اي درشمال شهر تهران بنا شده است. اين تپه از سمت شرق توسط مَسيل دركه از اتوبان چمران (پاركْ وي) جدا مي‎شود. بستر طرح همچنين از شمال به بلوار دريا و از جنوب به بلوار ايران زمين منتهي مي‎شود.

نقشه اتوکد مدرسه عالی مدیریت (DWG) شامل برش و نما و پلان

الف ـ معرفي بنا

– ساختمان مدرسه، بناي كم ارتفاع و عموماً يك طبقه‎اي است كه به شكل يك مستطيل توخالي طرح شده است. ابعاد آن در جداره بيروني ۱۱۰* ۱۷۰ متر و در جداره داخلي ۸۰* ۱۳۰ متر است كه فضاي سبز وسيع و مشجري را در برگرفته است. در ميانة اين حياط، ساختمان سه طبقه‎اي به ابعاد ۱۵*۱۵ متر ساخته شده كه كتابخانة مدرسه را در خود جاي داده است. در چهارضلع اين مستطيل بخش‎هاي مختلف مدرسه مستقر شده‎اند. ضلع شرقي مدرسه كه ساختماني دو طبقه است ورودي اصلي مدرسه را در خود داردو به بخش اداري و اتاق اساتيد اختصاص داده شده است. در اضلاع شمالي وجنوبي حجره‎هاي دانشجويان قرار گرفته و در ضلع غربي نيز كلاسهاي درس (مَدرسها) واقع شده‎اند. ساختمان سالن غذاخوري نيز ازطريق ورودي آن به ميانة ضلع شمالي مدرسه متصل شده است. مدرسه، همچنين ورودي فرعي‎اي نيز از ميانه ضلع غربي دارد.
– در سالهاي بعد از انقلاب اسلامي اين مدرسه به دانشگاه امام صادق (ع) تغيير نام داد و به دليل توسعة دانشگاه بخش‎هائي در اطراف به آن ضميمه گرديد، كه از جملة‌ آنها مجموعه خوابگاهها و مسجد دانشگاه است. همچنين در همين سالها تغييراتي نيز در ساختمان مدرسه ايجاد شده است. بدين ترتيب كه بخش‎هائي به مدرسه در بخش كلاسهاي درس افزوده شده است ؛ زيرِسكوي مقابل كتابخانه خالي شده و سالن قرائتخانه‎اي در داخل آن ايجاد شده و دسترسي مستقيمي نيز از طريق دو رامپ از سمت شمال و جنوب براي آن فراهم شده است. به همين دليل هم آبنماي مقابل كتابخانه كه روي اين سكو قرار داشت برچيده شده است. سالن غذاخوري مدرسه و حجرات دانشجويان نيز بنا به نيازهاي جديد تغيير عملكرد داده است.
– در گزارشي كه پيش روست بناي موضوع بحث براساس طرح اوليه و نيات مربوط به آن، و در نتيجه با همان نام قديمي آن (مدرسه عالي مديريت) مورد تجزيه و تحليل و نقد قرار مي‎گيرد.

ب ـ طرح و پيرامون

– مجموعة مدرسة عالي مديريت در شمايي كليْ “باغي درونگرا” است كه در بستري مشجر و دور از بافتِ متراكم شهر واقع شده است؛ بنائي قلعه مانند، متمايز و جدا شده كه باغِ پيرامونش آن را عزتمند مي‎سازد و از ميان درختان و بر فراز تپه خود را مي‎نماياند. آنچه در وهلة اول از اين استقرار به ذهن مي‎رسد آن است كه در انتخاب كلي، عوامل و شرائط بيروني، چشم‎اندازها،‌ و بهره‎گيري از طبيعت اطراف چندان مورد توجه نبوده است. در عين حال، ساختمان از جانب ورودي ـ كه از بزرگراهِ زير پاي ساختمان به خوبي رؤيت مي‎شود ـ نظرها را به خود مي‎خواند.
– عبور از باغ پيرامون مجموعه و طيِ مسيري نه چندان كوتاه براي رسيدن به وروديِ چشمگيرِ بنا در رأس تپه ضروري است. بريده شدن بنا از اطراف و انزواي آنْ به بنا كيفيتي خاص مي‎بخشد .
– مدرسة عالي مديريت‎، مركزي شبانه روزي با برنامة آموزشي فشرده است. عملكردي كه نياز به محيطي دنج و آرام دارد و از اين نظر، انتخاب “صورتي درونگرا” كه اين كيفيت را ايجاد كند كارآيي مجموعه را افزايش مي‎دهد و بر غناي كيفي آن مي‎افزايد؛ اما بايد توجه كنيم كه با انتخاب بستر وسيعي براي طرح و جدا كردن آن از بافت متراكم شهري به طور طبيعي محيط دنج و آرام را به وجود مي‎آورْد و ضرورتي براي انتخاب فرمي درونگرا وجود نداشت.

ج ـ سازماندهي كلي طرح

– مجموعه بر محور شرقي ـ غربي استقرار دارد، و ورود به آن از جانب شرق صورت مي‎پذيرد. شيب زمين از سمت شرق به غرب است. نتيجه اينكه فرد پس از ورود، براي رسيدن به نقطة اوجِ طرح يعني كوشك (كتابخانه) بايد بر روي شيب حركت كرده به سطحي پائين‎تر برود. و اين انتخابي است كه معمولاً در سنت طراحي باغهاي قديمي كمتر اتفاق افتاده است. طراح براي رفع اين معضلْ سكويي براي كوشك به وجود آورده است ـ سكويي كه وسعت كوشك در باغ را افزايش داده است؛ چنانكه گاه احساس مي‎كنيم كه اين كوشك با اين ابعاد و اندازه در اين فضاي باز بيش از اندازه بزرگ است. سپس براي اينكه اين سكو بسيار بلند جلوه نكند، محوطة شيبداري بين جداره‎هاي اطراف و كوشك ايجاد شده‎است كه شيب آن بواسطة رشد درختان محوطه كمتر به چشم مي‎آيد. اما مسالة اختلاف سطح بين كتابخانه و مدَرَسها، عليرغم تمهيداتي كه آمد، مشكلي است كه كاملاً به چشم مي‎آيد. بُعد محدود بين مَدرسها و كوشك و اختلاف سطحِ قابل توجهِ اين دو، مَدرسها را در پسِ پرده و كم اهميت جلوه مي‎دهد، گويي كوشكْ فضاهاي آموزشي را در پشت خود پنهان كرده است و اجازة ابراز وجود به آنها نمي‎دهد. (تصوير شمارة ۱)
– در انتظام كليِ طرح، محورهايي كه از كوشك كتابخانه مي‎گذرند اهميت دارند. بر محورِ طوليْ دو عنصر مهم يعني بناي ورودي (اداري/ هيئت علمي) و مدَرَسها استقرار يافته‎اند. بر روي محور عرضي نيز در يك طرف ساختمان رستوران و در طرف ديگر راه باريكي كه فضاي باز را به بيرون مجموعه مرتبط مي‎سازد قرار گرفته‎اند. نمودِ ساختمانهاي مَدَرس و ورودي بيش از نمود اجزائي است كه بر محور ديگر نشسته‎اند؛ و به اين ترتيب ساختمان در برزخي بين طرحِ “دو ايواني” و “چهار ايواني” به سر مي‎بَرد. در عين حال اهميت بسيار زياد ساختمان اداري و كوشك نسبت به ساختمان مَدرس سبب مي‎شود كه محور ساختمان را بيشتر محوري ميان ورودي و كوشك تلقي نمائيم. به اين ترتيب شايد بايد بگوئيم كه مجموعه در برزخي بين دو الگوي “دو ايواني” و “تك ايوان و كوشك” به سر مي‎بَرد. (تصوير شمارة ۲) خوبست توجه كنيم كه مدرَسها و رستوران عليرغم اهميت قابل توجهشان در برشهاي افقي، در بعد عمودي (يعني نماهاي داخل حياط) چندان به چشم نمي‎آيند و نقش ايوانها در طرح‎هاي سنتي را ايفا نمي‎كنند.
– با گذر از ورودي و پا گذاشتن به فضاي باز، به “درون” مدرسه وارد مي‎شويم. در اين وضعيت، ورودي را نيز مي‎توان برزخ ميان بيرون و درون، و عامل كنترل مجموعه دانست. در عين حال در درون مي‎توان وجود دو بخش را احساس كرد: نخست بخش عمومي، و آن هاله‎اي است كه بين ورودي و كوشك احساس مي‎شود، و ديگر، بخش خصوصي كه باقي مجموعه را در بر مي‎گيرد. قدِ بلند ساختمان‎هاي ورودي و كوشك و مخصوصاً محورِ گشوده‎اي كه بين آن دو وجود دارد در ايجاد فضاي عمومي، و خفته بودن ساختمان‎ها و وجود انبوه درختان در باقي قسمت‎ها در پديد آمدن فضاي خصوصي، مؤثر هستند.
– طرح مجموعه براساس الگوي باغ سنتي ايراني شكل گرفته است؛ ليكن اندازه‎ها در فضاي بازِ داخلي مدرسه (با مساحتي كمتر از يك هكتار) فاقد وسعت باغهاي سنتي است و فضاي باز را به صورت حياطي سرسبز جلوه مي‎دهد. وجود كوشكِ بزرگِ كتابخانه در ميانة صحنه، خود از عواملي است كه فضاي باز داخلي را تكه تكه مي‎كند و آن را كوچك‎تر نشان مي‎دهد. چه بسا با حذف كوشك يعني با استقرار كتابخانه در يكي از جداره‎ها (مثلاً جدارة جنوبي كه فاقد ايواني مشخص است) فضاي بازْ وسيع‎تر جلوه مي‎كرد ـ امري كه البته مجموعه را كم سروصداتر و سنتي‎تر ‎نشان مي داد.
– در حركتِ آونگ گونة فضاي بازِ مدرسة عالي مديريت بين دو كيفيتِ “حياط” و “باغ”، طرح جداره‎هاي مجموعه حائز توجه است. عمق قابل توجه اين جداره‎ها و دروازه‎هاي منظمي كه آنها پي در پي به فضاي اصليْ باز مي‎كنند نشان مي‎دهد كه اين كالبد تنها ديواري قطور و مجوف براي يك باغ نيست بلكه خود شخصيت و اهميتي در مجموعه دارد.( اين كيفيت در هنگامي كه درختهاي باغ رشد زيادي نكرده بود ،يعني سالهاي دهة پنجاه شمسي، بخوبي قابل درك بود.) (تصوير شمارة ۳)
– طرح مجموعه در برزخي بين حياط و باغ، يا بهتر بگوئيم در برزخي بين يك مدرسة طراحي شده براساس حياط مركزي و يك باغ قرار دارد. اما تمهيدات به كار رفته در طرح مجموعه بيش از آنكه باعث تداعي يك مجموعة واحد ومنسجم شود اين حس را تقويت مي‎كند كه تلفيقِ صورت گرفته سبب تركيب دو الگوي سنتي نشده است بلكه اين دو جزء فقط در كنار هم قرار گرفته‎اند و تأثير چنداني بر هم نداشته‎اند.
– كتابخانه به صورت يك كوشك در باغ مجموعه استقرار يافته است. به اين ترتيب كتابخانه، كه معمولاً نشيمني براي يك مركز آموزش عالي به حساب مي‎آيد، تبديل به قلب مجموعه شده است. همچنين فضاي مطالعه و تأملِ فردي از فضاي تعليم و تعلم مهم‎تر قلمداد شده است. اهميت اين كوشك با استقرار بر يك سكوي وسيع و قرار گرفتن يك آبنماي بزرگ در جلوي آن دو چندان شده است.
– بخش مدَرسها در سطحي پائين‎تر از كوشكِ كتابخانه و حياط قرار گرفته‎ و تا حدي در پشت كتابخانه گم شده است . به اين ترتيب، بخش مدرسها با تواضع بسيار (شايد هم بيش از اندازه)، در دورترين نقطه نسبت به وروديِ مجموعه استقرار يافته است. (انتظام مدرسها در دو طرف يك هال ورودي انسان را به ياد ورودي بعضي مدارس قرن نهم هجري كه واجد مدرس يا نمازخانه در كنار ورودي اصلي خود بودند مي‎اندازد.)
 بواسطة رشد درختانِ محوطه كسي كه در معبر پيادة بين درختان محوطه و جداره‎هاي شمالي يا جنوبي محوطه گذر مي‎كند چنين احساس مي‎كند كه در كوچه‎اي از يك بافت شهري قدم مي‎زند و از جلوي خانه‎هاي مختلف مي‎گذرد.
– جدارة حياط لبه‎ا‎ي يك تكّه و واحد نيست بلكه مجموعه‎اي از اجزاي مستقلِ تكه تكه است كه در ترتيبي خطي انتظام يافته‎اند. به بيان ديگر، حجره‎هاي دانشجويان حلقه‎هاي زنجيري را ساخته‎اند كه جانب شمال و جنوب حياط را از آنِ خود كرده است. حلقه‎هاي زنجير، ترتيبي منظم دارند و در گوشه‎هاي حياط انحرافي چهل و پنج درجه مي‎يابند. اين اتفاق، استثنائاً در نقطة ديگري از جدارة شمالي نيز رخ مي‎دهد و يك ورودي خصوصي از جانب شمال به وجود مي‎آورَد.
– حبه حبه شدن جدارة اصلي و پرتراش شدن بام‎ آنها ساختمان مورد نظر ما را از صورت يك بناي واحد بيرون آورده و به يك بافت قديمي شهري شبيه مي‎سازد. (تصوير شمارة ۴)
– تراشها، شكستگي‎ها و دروازه‎هاي آحاد تشكيل دهندة جداره‎هاي حياط به گونه‎اي است كه براي كسي كه در داخل مجموعه است و از كنار اين جداره‎ها مي‎گذرد اين احساس پديد مي‎آيد كه گويي ساختمان‎هاي مستقلي در كنار هم واقع شده‎اند.
– تراشهاي حلقه‎هاي زنجير و دروازه‎هائيكه هر يك از حياطهاي كوچك به سوي باغ باز كرده‎اند سبب مي‎شود كه جداره‎هاي حياط اصلي نه شباهتي به جداره‎هاي صافِ ديوارِ دور باغهاي قديمي داشته و نه شباهتي به رديف حجره‎ها در مدارس و كاروانسراهاي سنتي، بلكه تركيبي از اين دو باشد.
– وجود حياطهاي كوچك در كنار محوطة اصلي مي‎تواند اين فكر را تداعي كند كه گويي محوطة اصلي به ميان حجره‎ها كشيده شده است. طراح با استفاده از دروازه‎اي در محلِ ورود به حياط كوچك تداوم فضايي ياد شده را ملايم مي‎كند و بر تفكيكِ آحادْ در عينِ پيوندِ آنها ـ اصلي كه در سازماندهي فضاهاي سنتي به خوبي ملاحظه مي‎شود ـ تأكيد مي‎كند.
– جداره‎هاي مجموعه به ديوار باغها در نمونه‎هاي سنتي شباهتي ندارند حتي اگر روزنة زيادي هم به باغ و به پشت خود (محيط بيروني) باز نكرده باشند. طرح اين جداره‎ها به طرح جداره‎هاي مدارس سنتي هم شباهت ندارد حتي اگر در گوشه‎هاي بعضي مدارس سنتي بتوان حلقه‎اي از حلقه‎هاي زنجير شبيه به نمونة مورد بحث را يافت .
– فضاهاي تشكيل دهندة حلقه‎هاي زنجير داراي طاقهاي گهواره‎اي هستند به اين ترتيب جداره‎هاي شمالي و جنوبيِ مجموعه، بامهاي پر تراشي پيدا كرده‎اند. اين حجمها از شيب ملايمي كه از جانب شرق به غرب در بستر طرح وجود دارد پيروي مي‎كنند.
– تراشهاي حلقه‎هاي زنجير در نماي پشتي مجموعه نيز وجود دارد؛ و از آنجا كه در محوطة بيرونيْ دروازه‎اي شبيه به آنچه كه بين حياطهاي كوچك و باغ موجود است وجود ندارد، بنابراين در نماي پشتي چنين مي‎نمايد كه احجام به محوطة بيروني پشت كرده‎اند و متوجه باغِ دروني هستند.

د ـ عناصر تشكيل دهندة طرح

د ـ ۱ ـ‌ ساختمان ورودي
– ساختمان ورودي، بلندتر و پُرتراش‎تر از حجم‎‎هاي ديگر مجموعه، با هيئت دروازه مانندِ خود ايواني رو به بيرون شده است و از اطراف و از مسافت دور قابل رؤيت است. ساختمانِ ورودي تقريباً تنها نمايي است كه از بزرگراه واقع در شرق مجموعه قابل رؤيت است. ساختمان ورودي در حاليكه دعوت مي‎كند قدري هم متكبر است. تمايزِ ورودي نسبت به باقي ساختمان، اهميت ورودي و تقابل آن با عناصر اصلي بنا در آثار سنتي را يادآوري مي‎كند.
– ساختمان ورودي در برگيرندة بخش اداري (در طبقة همكف) و اتاقهاي اعضاي هيئت علمي (در طبقه فوقاني) مكاني است كه هم اِشراف به بيرون و هم چشم‎انداز مهمي به داخل مجموعه دارد و از اين جهت با عناصر ديگر تشكيل دهندة كلّ مدرسه متمايز است.
– ساختمان ورودي بنايي متقارن است و پشت و رويي مشابه دارد. راه‎پله‎هاي ورودي در دو منتهي‎اليه چپ و راست آن، با قاعدة هشت ضلعي و بدون روزنه، اختتامي براي اين ساختمان در دو سو فراهم مي‎آورَد و ساختمان را تمام شده و بارو مانند جلوه مي‎دهد.
– حجم ساختمانِ ورودي در هر دو سمت (رو به داخل مجموعه و خارج آن) از حجمهاي طرّه برخوردار است. اين كيفيت كه در نقاط ديگر طرح به چشم نمي‎خورَد توجه اين ساختمان به دو سو و مخصوصاً به محور اصلي باغ و بناي كتابخانه را نشان مي‎دهد.
– پنجره‎هاي نما در هر دو سو، صورتي كشيده و عمودي دارد. دقت در فضاي داخلي بخش ورودي ما را به اين نتيجه مي‎رساند كه طراح در انتخاب شكل پنجره‎ها به نماي خارجي بيش از فضاي داخلي اهميت داده‎است. استقرار پنجره‎ها در طرفين نماي اتاق سبب مي‎شود كه چشم‎انداز اتاقها به محوطة باز كم اهميت شود و در مقابل، پنجرة وسيعِ سرسراهاي ميانيِ ساختمان ورودي كه به محور محوطه گشوده مي‎شود اهميت يابد. (تصوير شمارة‌ ۵)

نمونه نقشه اتوکد مدرسه عالی مدیریت-1

د ـ ۲ـ كتابخانه
– در حجم كتابخانه اَشكالِ دو بُعدي و سه بُعديِ راستگوشه حاكميت دارند. در استخوانبندي نما آجر حضور ندارد؛ خطوطِ قاطعِ سازة بتني چهارچوب نما را مي‎سازد و آجر فقط به صورت صفحاتِ تراش خورده در سطحي محدودْ بينابين ستون‎ها را پُر مي‎كند. طرحِ كتابخانه در منظر بيروني اگر چه صورت ساده شده و خلاصه شدة كوشك سنتي است ولي از جهت آنچه گفتيم و حذف خطوطِ مُدوّر، كمتر از حجره‎هاي مجموعه به مصاديق سنتي شباهت دارد. به بيان ديگر، اختصار در تراشها، و عدم نمايش خطوط و حجمهاي مُدوّر، آنرا يك قدم به معماري مُدرن نزديك‎تر مي‎كند. فراموش نكنيم كه طراحي بر مبناي همنشين كردن پاره‎هاي بزرگِ كدر و پاره‎هاي بزرگ شفاف اگر چه در معماري سنتي مصداق دارد در مصاديق مدرن هم بسيار به چشم مي‎خورد.
– فضاهاي چهارگانه در چهار گوشة كتابخانه اگر چه توسط تير و ستون‎هاي ظريفي برپا شده‎اند ليكن طراحي و نحوة استفاده از مصالح در پوستة بيروني آنها به گونه‎اي است كه گويي اين فضاها ستونهاي بزرگ توخالي‎اند كه ساختمان را برپا نگهداشته‎اند.
– ستونهاي بتني در نماي خارجي كتابخانه بدون انقطاع حركت مي‎كنند. حجمهاي چهارگوشه نيز به اين كشيدگي خدشه‎اي جدي وارد نمي‎كنند. در نماي حجمهاي ياد شده از يك سو ديوار آجريِ تراش خورده قرار گرفته و از سوي ديگر پنجره‎هاي كركره‎اي كه فقط تيري بتني را در بين خود دارند تعبيه شده است. حجمهاي شيشه‎اي واقع در ميانة نماهاي كتابخانه نيز كشيده و عمودي بنظر مي‎رسند چرا كه شيشه‎هاي آنها به صورت قدي، و صفحة فلزي مياني آنها كه كفِ طبقة فوقاني را در خود پنهان كرده به رنگ قاب پنجره‎ها انتخاب شده است.
– پنجره‎هاي كركره‎اي چند تأثير را بر ساختمان كتابخانه باقي مي‎گذارند. نخست اينكه ورود آفتاب نامناسب به داخل كتابخانه را در ساعاتي از روز مانع مي‎شود؛ دوم آنكه صفحات چوبي را بر نما مي‎افزايد و نما را تلطيف و قدري خانگي مي‎كند؛ سوم اينكه وقتي اين كركره‎ها بسته باشند چهار پارة گوشه‎هاي نما را به صورت حجمهاي تو پُر جلوه مي‎دهد و در مقابلْ حجمهاي شيشه‎اي مياني را نيز بيشتر به رخ مي‎كشد.
– در حاليكه عرض نماي كتابخانه دو برابر ارتفاع آن انتخاب شده است ولي ايجاد كشيدگي در نما و همچنين استفاده از فرم هشت‎ضلعي نيمه منظمْ تناسبات ۲ به ۱ موجود بين عرض و ارتفاع كتابخانه را به چشم مخاطب نمي‎آورَد.
– ديوارهاي آجري نما به صورت مورّب به داخل فرو مي‎روند و حجم شيشه‎اي ميان آنها نيز عقب‎تر از لبة نما واقع است. اين تصميم‎گيري نقاط مؤكدي را در چهارسو مي‎سازد اما ايواني در نما ظاهر نمي‎شود.
– حوضِ بزرگ كتابخانه كه در جانب شرق واقع بوده و متأسفانه اينك وجود ندارد دو نكته را سبب مي‎شده است: از يك سو رويِ اصليِ كتابخانه را معلوم مي‎نموده و از سوي ديگر وقار و طمأنينه‎اي به كوشكِ كتابخانه مي‎بخشيده است.

– اگر به برش افقي كتابخانه نگاه كنيم، طرحِ كتابخانه را به صورت چليپائي مي‎يابيم ـ چليپائي كه نسبت به محور اصلي مجموعه به اندازه چهل و پنج درجه چرخيده است. در عين حال به سبب پيش آمدگي بام در جهتهاي ديگر و دوخت و دوزِ حجم كتابخانه با تير و دست انداز بام آن، اين گردش و انحرافْ در منظر بيروني بنا به چشم نمي‎خورَد. به بيان ديگر ميان آنچه سازماندهي افقي بنا مي‎گويد و واقعه‎اي كه در بُعد سوم كتابخانه رخ مي‎دهد تفاوتي است. اين نحوة طراحي در معماري سنتي مصاديقي دارد و طرح تيمچه‎هاي سنتي را تداعي مي‎كند. (تصوير شمارة ۶)
– وجود طرح چليپايي و پنجره‎هاي بزرگي كه بين چهار عضو چليپا قرار مي‎گيرد هشت چشم بسوي باغ كوچك مجموعه مي‎گشايد.
– در سازماندهي فضايي كتابخانه، نشستن چهار فضاي مربع شكلِ متقارنْ پيرامون يك فضاي مركزي و توجه به آن، به فضاي مركزي عزت و اعتبار مي‎بخشد و طرحي مركزگرا به وجود مي‎آورَد. نمايش سازة منظم و مركزگرا در سقف كتابخانه و نورگيري از ميانة سقف، و پاشيدن نور بر پله‎اي كه در مركزْ واقع است اهميتِ مركز را گوشزد مي‎كند.
– چهار فضاي مربع شكل كتابخانه از لحاظ اندازة سطح و ميزان گشودگي با فضاي مركزي متضادند. اين تضاد كمك مي‎كند تا كتابخانه از كيفيت فضائي متنوعي برخوردار شود و مراجعيني كه اهل فضاهاي دنج‎تراند مكان مورد نظر خود را در يكي از چهارپارة اطراف مركز بيابند.
– استقرار راه پله در مركز كتابخانه مي‎تواند به معناي: “نمايش حركت و ديناميزم در مركز”، “حركت مقدم بر سكون”، نمايش مجسمه در مركز، ارتباط طبقات مهم‎تر است از واقعه‎اي كه در هر طبقه رخ مي‎دهد، و بالاخره“ نمايش فكر مدرن در قالب چارچوبي سنتگرا” باشد. فراموش نكنيم كه پله مي‎توانست به جاي مركز در كنار فضا قرار گيرد، اما اينك در ميانة فضا نشسته و چنين بنظر مي‎رسد كه كلّ ساختمان كتابخانه به وجود آمده تا پله را به نمايش بگذارد. باز هم فراموش نكنيم كه پله در مركز كتابخانه و كتابخانه عنصر اصلي و مركزي بناي مدرسه عالي مديريت است. (تصوير شمارة ۷)‌
– در طراحي فضاي داخليِ كتابخانه استفاده از اندود سفيد رنگ بر ديوار و سقف، كف‎پوش آبي رنگ و همچنين ميز و صندلي‎هاي چوبي كوششي است كه فضاي كتابخانه را آرام، قدري اشرافي، و قدري سنتي جلوه مي‎دهد.

د ـ‌ ۳ ـ‌ فضاهاي اقامتي
– انتظام بخشيدن به فضاهايي مخصوص اقامت دانشجويان به دورِ حياطي كوچك و دنجِ، و سپس باز شدن دروازه‎اي از اين مجموعة كوچك به محوطه اصلي، سبب مي‎شود كه ارتباطِ ميانِ فضاهاي اقامتي و محوطة اصلي ارتباطي سلسله مراتبي باشد. به بيان ديگر فضاهاي اقامتي، يعني حجره‎ها، مستقيماً با محوطة اصلي مربوط نيستند بلكه حياطهاي كوچك خود را واسطة اين ارتباط قرار مي‎دهند. تركيب فضائي ياد شده را مي‎توان در حياطهاي گوشه‎اي مدرسة چهارباغ و مدرسة صدر اصفهان مشاهده كرد. اين سلسله مراتب سبب خصوصي‎تر شدن محيط حجره‎هاي مسكوني مي‎گردد و اتحاد و خويشاوندي افراد در داخل هر حلقه را به ذهن متبادر مي‎كند.
– هر كدام از حلقه‎هاي زنجير واجدِ چهار اتاق خواب، يك اتاق نشيمن/ مطالعة جمعي و دو فضاي سرويس بهداشتي است. اَشكالِ اتاقها همگي منظم‎اند و در تركيبي متقارن به دورِ حياط شش گوش انتظام يافته‎اند و به آن نگاه مي‎كنند. اتاق نشيمن/ مطالعه بين چهار اطاق قرار گرفته و عامل وصلِ آنهاست. از اين فضاست كه مي‎توان به حياط اصلي نظر كرد. با اين انتخابها، كار و زندگي دانشجويان به هم آميخته شده و محيط دنجي فراهم آمده است. (تصوير شمارة ۸)
– انتخابِ شكل شش گوش براي قاعدة حياط كوچكْ ابداع شيريني است . اين شكل، يك قدم از آنچه معمولاً در سنت معماري ايران براي شكل اين حياطها استفاده شده است، يعني شكل هشت ضلعي، ساده‎تر و كم‎تراش‎تر، و به اين ترتيب “مدرن‎تر” مي‎نمايد. در عين حال به سبب استفاده از اشكال سنتي و انتخاب ارتفاع بلند در جدارة اين حياطها فضاي آنها به فضاهاي سنتي شبيه است.
– ورود به اتاقهاي دانشجويان همانند محيط هاي سنتي بصورت مستقيم از حياط كوچك شش گوش صورت مي‎پذيرد و اگر چه ميان اتاق نشيمن / مطالعه و اتاقهاي دو جانبِ آن نيز فضاي ربطي وجود دارد ليكن چنين بنظر مي‎رسد كه طراح مايل نبوده از فضاي نشيمن/ مطالعه بعنوان معبري براي رسيدن به دو اتاق همجوار استفاده شود.
– فضاي داخل هر حجره به خاطر شكل منظم اتاق، وجود طاق گهواره‎اي بلند و تقسيم‎بنديهاي متقارن، و نوع مصالح مورد استفاده، سنتي‎تر از هرجاي ديگر مجموعه جلوه مي‎كند.

د ـ ۴ـ مَدرَسها
– يكي از نقاط قوتِ طرحِ مدرسة مديريت، معماريِ داخلي مدَرَسهاي آن است. استفاده از ديوارهاي آجري منقوش در بدنه‎ها، سازة هندسي در سقف، و سازماندهي ميزهاي دانشجويان به صورت نيم حلقه در ميانة فضاي داخلي مدرسها، محيط مطبوعي، كه فضاي گفتگوي علمي است و نه فضاي سخنراني تكنفره، فراهم آورده است. استقرار دانشجويان بر سكوهاي پله پله و قرار گرفتن استاد در قسمت پائينِ مَدرَسْ تسلط دانشجو بر معلم را تداعي مي‎كند. در اينجا ديگر استاد يك “موعظه‎گر” نيست. (تصوير شمارة ۹)
– بخش مدرسها از سه حجم با قاعدة هشت ضلعي و دو حجم با قاعدة مربع و دو حجم با قاعدة نيم مربع متشكل شده است. اين تركيبِ هشت ضلعي و مربع، نقوش هشت و چهار در گره سازي را تداعي مي‎كند. مدَرَسها ديوارهاي بسته، سازه‎اي نمايان و هندسي، و بالاخره نورپردازيي از سقف دارند. با اين تمهيدات فضائي دلپذيز و آرامش بخش پديد مي‎آيد كه مي‎تواند مأمن دانشجويان باشد.

نمونه نقشه اتوکد مدرسه عالی مدیریت-2


 

نمونه نقشه اتوکد مدرسه عالی مدیریت-3


 

برای خرید نقشه اتوکد مدرسه عالی مدیریت (DWG) ، در پایین بر روی لینک خرید کلیک کنید.نقشه اتوکد مدرسه عالی مدیریت

حجم : ۸۶۶kb

12,000 تومان – خرید

 

 

افزودن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *