نقشه اتوکد مهمانسرای چهانگردی نائين

نقشه اتوکد ميهمانسراي جهانگردی نائين (DWG)

  • ساختمان ميهمانسراي جهانگردي نائين در تقاطع خيابان‎هاي شهيد رجايي و بن‎بست بهزيستي در نزديكي ميدان امام (از ميادين اصلي و مهمّ شهر نائين) قرار دارد.
  • اين بنا در اواخر دهة ۴۰ شمسي، و به سفارش سازمان اطلاعات و جهانگردي توسط آقاي مهندس كيوان خسرواني طراحي و اجرا شد.

نقشه اتوکد ميهمانسراي جهانگردی نائين (DWG) شامل پلان و نما

الف ـ  معرفي بنا

 ميهمانسراي جهانگردي نائين ساختماني است يك طبقه كه فضاهاي بستة آن در بخش شماليِ بستر طرح گسترده شده‎اند و حياطي نيز در بخش جنوبي دارد. دو حياط كوچك نيز در درون فضاهاي بستة فوق‎الذكر وجود دارد. بخش‎هاي مختلف اين ميهمانسرا عبارتند از ورودي و پذيرش،‌ رستوران،‌ اتاق‎هاي اقامتِ ميهمانان،‌ و بخش‎هاي خدماتي.
 ساختمان از طريق يك ورودي در شرق با بيرون ارتباط دارد.
 اين ساختمانْ تماماً با سيستم سنتيِ ديوار باربرِ آجري وسقف‎هاي استوانه‎اي، گنبدي و طاق و تويزه ساخته شده است.
 سيستم خنك كنندة فضاها كولر آبي است و براي گرمايش آن از بخاري استفاده مي‎شود.

ب ـ سيماي بيروني

– ميهمانسراي جهانگردي نائين ساختماني است يك طبقه. جداره‎هاي بيرونيِ بنا اغلب بسته است و پوشش نماي آن كاهگلي است. تراش‎هاي مختصر روي ديوارهاي بخش جنوبي (اطراف حياط)، مشبك‎هاي آجري با طرح‎هاي ساده و قديميْ سايه روشن‎هاي مختصري بر سطح يكنواخت و يكرنگ ديوارها پديد آورده است.
– سر درِ ورودي اصلي واقع در شرق ساختمان به شكل حجم بيرون زده‎اي است كه با اختلاف ارتفاع مختصري از ديوارهاي يكدست جوانبِ خود متمايز شده است. به اين ترتيب اين سردر با قوسِ مياني‎اش و درگاهِ كوچك ميانِ آن سطح تراش خورده‎اي است كه همانند سردرِ خانه‎هاي سنتي شهرهاي كويري در ميانِ جداره‎هاي يكنواخت و بستة بنا جلوه مي‎كند.
– رديف‎‎ِ قوس‎هاي تيزه‎دارِ ايوانچه‎هاي نماي جنوبيِ ساختمان كه از خارجِ بنا نيز تا حدودي ديده مي‎شوند هيئت سنتي براي ساختمان بوجود آورده‎اند.
 پوششِ كاهگلِ نما، كنج‎هاي گچيِ جرزها و لبه‎هاي قوس‎ها، مشبك‎هاي آجري روي ديوار،‌ درهاي چوبي،‌ شبكه‎هاي چوبي نورگيرها، ناودان‎هاي چوبي پشت‎بام‎ها، هرة آجريِ دست انداز بام،‌ و شكل و تناسبات قوس‎ها از نماهاي بناهاي سنتي به وام گرفته شده‎اند تا ساختمان به شكل بنايي قديمي ديده شود.
 سقف‎هاي گنبدي، خرپُشته‎هاي بام، دودكش‎ها با جداره‎هاي ناصاف و سطوحِ منحني، عناصر آشناي بام‎هاي ساختمان‎ها و خانه‎هاي قديمي در مناطق كويري‎اند كه در اين بنا نيز به چشم مي‎خورند. (تصوير شماره ۱)
– به اين ترتيب با وجود عناصر و اجزايي كه ذكر شد مخاطب با بنايي مواجه مي‎شود كه به نظر قديمي مي‎آيد. ارتفاعِ يك طبقة بنا و رنگ و جنسيت‎ِ آن، به علاوة اَشكال و احجامِ ساده و ساخت‎ و اجراي تقريباً خشنِ روستاييِ بنا كمك كرده است تا ميهمانسراي جهانگردي با بافت‎ِ تاريخي شهر نائين پيوند بخورد و معماريِ آن با معماريِ خانگي اين شهر حاشية كويري قرابتي بيابد.
– از طرفي با دقت بيشتر در وضعِ نماها طرح آنها را قدري “خام” احساس مي‎كنيم. در واقع در اين نماها آن “آراستگيِ” نماهاي سنتي ديده نمي‎شود. عناصر و اجزاي نما كه همگي از معماري سنتي شكل گرفته‎اند، در تكراري يكنواخت در كنار هم چيده شده‎اند و قصه‎گويي و اوج و حضيضِ نماهاي اصيل و رسمي معماري اسلامي را ندارند. اين نوع سادگي و خلاصه‎گويي در نماها شباهتي ميان اين بنا با مصاديق روستايي و غيررسمي معماري سنتي ايران پديد آورده است.
– شباهت اين بناي معاصر با بناهاي سنتي به حدي است كه حتي مخاطبِ آشنا با معماري سنتي نيز در برخورد سريع اوليه به سختي باور مي‎كند كه با ساختماني با قدمت كمتر از ۴۰ سال رو به رو شده است. اگر چه كه شكل نماها، طرز قرارگيري ديوارهاي جوانب حياط و استقرار سردرِ ورودي در كنارِ خياباني نسبتاً عريض ساختمانِ ميهمانسرا را به بناي قديمي شبيه كرده است كه مرور زمان و يا خيابان‎كشي‏‎هاي جديدِ شهرْ بخش‎هايي از آن را تخريب كرده و ما تنها شاهدِ بخشِ باقيمانده و البته تعمير و نگهداري شدة آنها هستيم.

ج ـ درونِ بنا

– با گذر از ورودي به دالاني در امتداد شمال و جنوب مي‎رسيم كه از يك سو به بخش‎هاي خدماتي و اداريِ ميهمانسرا در شمالِ بنا مي‎رسد، و از سوي ديگر شخص را از گوشة حياطِ جنوبي به سمت رديف‎ِ اتاق‎هاي اقامت‎ِ ميهمانان ـ كه به شكل حجره‎هايي در پسِ ايوانچه‎هاي نماي جنوبي قرار گرفته‎اند ـ هدايت مي‎كند.
– در درونِ ساختمان نيز همان كيفيت و حس و حالِ بيرونِ بنا تكرار مي‎شود. جنسيت ديوار و كف و سقف،‌ قرنيزها،‌ در و پنجره‎ها و نورگيرها همگي مشابهِ آنچيزي است كه در بناهاي قديمي نيز بارها ديده‎ايم. تركيب كاهگل و گچ در ديوارها با آجر فرش كف و قرنيزهاي تيره رنگ كاشي، و در و پنجره‎هاي چوبي كيفيتي قديمي در فضاهاي داخلي به وجود آورده‎اند.
– در اينجا نيز طراح،‌ با وام گرفتن عناصر و يا حتي تركيباتي از معماري قديم موفق شده است حس و حال بناهاي قديمي را به طرح بيافزايد. طرح به تعبيري مجموعه‎اي است از قطعاتي آشنا از معماري سنتي كه در كنار هم چيده شده‎اند.
– دالان ورودي با فضاي نيمه تاريك و كمي نمور كه كورانِ هوا فضاي آن را خنك نگاه مي‎دارد يادآور دالان‎هاي وروديِ خانه‎هاي سنتي است. جنسيت كف و ديوارها و ابعاد و تناسبات اين دالان نيز شباهت ميان اين موجود جديد و نمونه‎هاي سنتيِ آن را بيشتر مي‎كند.
– حياطهاي شماليِ بنا، فضاهاي بازِ كاملاً محصوري هستند كه به واسطة ابعاد و تناسبات و عناصري كه در نماهاي اطراف آنها چيده شده است و همچنين تركيب بندي ساده و تا حدودي بي‎نظم نماها يادآور حياطهاي كوچك مياني در خانه‎هاي روستايي قديمي هستند. طراح با قرار دادن عناصري بر نما شبيه به افساربندها و آبشخورهاي اسبان از اين هم فراتر رفته و هيئت حياطهاي اصطبل را به اين فضاهاي بازِ كوچك بخشيده است.
– حياطِ جنوبي نيز كه طرحِ رسمي‎تري نسبت به حياطهاي كوچك‎ِ شمالي دارد،‌ با باغچه‎هاي اطراف و آبنمايي در ميان، نسبتي با حياطهاي مياني خانه‎هاي قديمي پيدا مي‎كند. اگر چه كه طرح باغچه‎ها و خيابان كشي‎هاي آن كاملاً از الگوي سنتي تبعيت نمي‎كند. (تصوير شمارة ۲)
– ايوانچه‎هاي نماي جنوبي كه واحدهاي تكرار شوندة اين نما را مي‎سازند نيز عناصري هستند كه از نمونه‎هاي سنتي به عاريت گرفته شده‎اند. شكل و تناسبات قوس‎ها، تركيب درها و نورگير در نماي پشتي ايوانچه‎ها ـ كه ورودي حجرات اقامت ميهمانان را مي‎سازند ـ اگر چه اختلاف مختصري با الگوي اصيل خود دارند، اما كاملاً آشنا مي‎نمايند.
– طراح براي ايجاد محيطي قديمي و سنتي حتي در استفاده از عناصري مانند پلكان خانه‎هاي سنتي نيز ترديد نكرده است. براي نمونه پلكاني كه از يكي از حياطهاي شمالي به بام مي‎رود همان پلكان تنگ و باريك با كف پله‎هاي بلند و بي‎نظم است. بر روي بام نيز منظرة سقف‎هاي گنبدي و هواكش‎ها و خرپشته‎ها و ناودان‎ها، براي مخاطبي كه پيش از اين بر بام خانه‎هاي سنتي كويري گذر كرده است منظرة آشنايي است.

د ـ‌ حجره‎هاي اقامت ميهمانان

– در كنارِ عناصر و تركيباتي كه ذكر شد و همگي به طور كامل و يكجا از نمونه‎هاي سنتي به طرح منتقل شده‎اند، تنها نوآوري و ابداع، يا به عبارتي تنها دخل و تصرفي كه در فضاهاي سنتي اتفاق افتاده، مربوط به حجره‎هاي اقامت ميهمانان است. در حقيقت خاطره انگيزترين و مهيج‎ترين تجربة فضايي در اين بنا، تجربة اقامت در همين حجره‎ها است. تبديلِ فضاي داخل يك حجره به يك واحد مسكوني كوچكِ دوبلكس در برخورد اول بسيار جذاب و هوشمندانه مي‎نمايد.
– فضاي هر حجره به دو بخشِ اصلي تقسيم مي‎شود. اول فضاي نشيمن كه در بدوِ ورود به آن مي‎رسيم و فضايي بلند و كشيده است با طاقچه‎ها و پنجره‎ها و درهايي شبيه به اجزا و عناصر فضاهاي زندگي در خانه‎هاي قديمي؛ و سپس نيمة پشتيِ حجره كه سرويس بهداشتي، حمام،‌ كمدهاي مخصوص چمدان‎ها و وسايل مسافرين،‌ و پلكاني نسبتاً كم عرض در آن قرار دارد. پلكان مزبور به فضاي خواب در نيم طبقة بالا مي‎رود. اين نيم طبقة كوچك كه ارتفاعِ بسيار كمي هم دارد از يك طرف بر فضاي نشيمن مُشرف است. بخش دوم در حقيقت نقشِ پستوي فضاي اصليِ حجره را دارد. و به كمكِ آن طراح موفق شده است دو قسمت خواب و نشيمن را در اين حجرة كوچك از يكديگر جدا كند.
– وجودِ پنجره‎هايي در شمال و جنوبِ اين واحد كوچك تا حدودي امكان كوران طبيعي هوا را فراهم آورده است.
– فضاي داخل اتاق نيز، همانند بيرونِ آن بسيار شبيه حجره‎هاي كاروانسراهاي قديمي است. شكل طاقچه‎ها، رف‎ها و طاق و تويزه‎هاي سقف، و نيز شكل در و پنجره كاملاً ظاهرِ يك حجرة سنتي را دارد.
– ايرادِ اساسيِ اين حجره‎ها در ابعاد و تناسباتِ آنها است. از يك طرف ارتفاعِ بخش نشيمن به دليل عمقِ كمِ اتاق‌ زياد جلوه مي‎كند و لذا تناسباتِ فضا كشيده به نظر مي‎رسد. از سوي ديگر بخش خواب، ارتفاعِ بسيار كمي دارد و فضاي خفه و تنگي پيدا كرده است. در هر دو حالت فضاهاي مورد بحث،‌ جاي مناسبي براي سكونت نيستند و شخص در آنها احساس آرامش نمي‎كند.
– تبديل شدن ايوانچة جلوي حجره‎ها به راهروي رفت و آمد مسافرين ميهمانسرا خلوت و حريم اتاق‎هاي اقامت ميهمانان را مي‎شكند. به اين ترتيب شخص با استقرار در فضاي نشيمن در آنچنان فاصلة نزديكي از رفت و‌ آمدهاي افراد ناآشنا قرار مي‎گيرد كه گاه مي‎تواند مُخلِ آسايش وي شود. در چنين شرايطي استفاده از پنجره‎ها و درها و گشودن آنها به سوي حياطِ ميهمانسرا امري غيرممكن مي‎نمايد، و فضاي درونِ حجره بسته‎تر از پيش جلوه مي‎كند.
– به اين ترتيب طراح در به كارگيري الگوي يك حجرة قديمي كه معمولاً فضاي خوش تناسب و آرامش بخشي دارد انتخاب درستي كرده است، اما به دليل آنكه نتوانسته است تناسبات دلپذيري به فضاي داخلي آن ببخشد و ارتباط مناسبي ميان فضاي درونِ حجره با فضاي بازِ بيرون برقرار كند، اين الگو را از صفاتِ خوبِ خود محروم كرده است.

ه‍ ـ انتظام فضايي

– آنچه تاكنون در بارة بناي ميهمانسراي جهانگردي نائين بيان شد به تأثيري مربوط مي‎شود كه مواجهه با چهرة بنا بر مخاطب مي‎گذارد. شخص در برخورد با اين بنا و گردش در فضاهاي آن پي درپي با عناصر و عواملي روبه رو مي‎شود كه يادآور معماريِ قديم است. از اين بابتْ طراح در خلقِ فضاهايي با رنگ و بوي سنتي موفق بوده است. اما براي درك كاملترِ طرح لازم است به انتظام فضاييِ آن توجه كنيم و الگوهاي تركيب عناصرِ مختلفِ طرح را بازشناسيم.
– فضاهاي بستة ميهمانسرا با انتظامي افقي در بخش شماليِ زمين گسترده شده‎اند. اين انتظام افقي نوعي هماهنگي ميانِ بنا با بافت تاريخي شهر به وجود آورده است.
– فقدان يك هال وروديِ مشخص ـ كه وظيفة آن را در الگوي سنتيْ هشتي ايفا مي‎كند ـ و ورودِ بلافاصله از سردر به داخلِ دالانْ تفاوتي اساسي ميان دستگاهِ ورودي سنتي با آنچه در اين بنا اتفاق مي‎افتد بوجود آورده است. در اينجا مخاطب بدون هيچ مكث و تأمل و هدايتي وارد راهروي نسبتاً طويل شمالي ـ جنوبي مي‎شود. در واقع علي‎رغم وجود سردرِ متمايز با چهره‎اي كاملاً سنتي وسپس دالاني كه شباهت زيادي با دالان‎هاي ورودي سنتي دارد، در بناي ميهمانسراي جهانگردي نائين فضاي ورودي وجود ندارد. در نتيجه دالان مزبور نيز نه يك دالانِ كاملِ سنتي، كه تنها راهرويي ارتباطي ميان دوبخش اداري ـ خدماتي درشمال و بخش اقامتي در جنوبِ بنا است. (تصوير شمارة ۳)
– حياطِ جنوبي كه به لحاظ وسعت و همجواري با حجره‎هاي اقامت ميهمانان مهم‎ترين فضاي بازِ مجموعه محسوب مي‎شود، در حقيقت متعلق به بخش جنوبيِ فضاهاي بسته است. حال آنكه بخش شمالي، خودْ حياطهاي كوچكي در ميان دارد. عدمِ ارتباط و اتصال ميانِ اين حياطها از عواملي است كه بار ديگر موجب مي‎شود فضاي بسته را به دو بخش مجزاي شمالي و جنوبي يا خدماتي و اقامتي تفكيك كنيم.
– دو حياطِ ميانيِ بخش شمالي، چهرة حياطهاي مركزي را دارند. نورگيرهاي پشتي حجره‎ها، و نورگيرها و درهاي فضاهاي اداري، رستوران و بخش‎هاي خدماتي به اين حياطها باز مي‎شوند. سطح اين نورگيرها به نسبت سطحِ بستة نما كم است. به اين ترتيب به نظر مي‎رسد كه فضاهاي اطرافِ حياط روي خود را به سمت حياط باز نكرده‎اند. گويي در اينجا نظرِ اصليِ فضاهاي بسته به جاي ديگري است و تنها به منظور تأمين نور و هوا پنجره‎هايي به اين حياطها نيز باز كرده‎اند.
– ديواره‎هاي حياط تراش خورده و قاب‎بندي نشده و خود را براي حياط نياراسته‎اند. عدم وجود تقارن، و تكرار بي‎نظمِ عناصر نما موجب كم اعتباري حياط شده است. بعلاوه فقدان ايوان و شاه نشيني كه رو به حياط بنگرد و محل سكونت و تأمل و درنگ در فضاي باز باشد نيز از عواملي است كه حياطهاي كوچك شمالي را كم اعتبار مي‎كند. به اين ترتيب اين حياطها تبديل به حياطهاي پشتي و خدماتيِ مجموعه شده‎اند. گويي اينها حياطهاي نورگيري هستند كه از قضا باغچه و آبنمايي هم در ميان دارند، اما كانونِ طرح و مركز توجه فضاهاي بسته محسوب نمي‎شوند. (تصوير شماره ۴)
– حياطِ جنوبي نيز با آنكه طرحي مشابه حياطهاي مركزي دارد اما هيچگاه ارزش و اعتباري همسنگ با نمونه‎هاي سنتي خود پيدا نمي‎كند. اولاً اين حياط تنها از يك سو با فضاهاي بستة زندگي مرتبط است و از سه جانبِ ديگر تنها با ديوارهايي نسبتاً كوتاه از خيابان جدا شده است. ثانياً، مجموعة حجره‎ها كه همسايگان شماليِ اين حياط‎اند به دلايلي كه قبلاً در بحث طرح حجره‎ها به آن اشاره شد، و هم به دليل طرحِ نما كه از تركيب بندي‎هاي متداول نماهاي سنتي و نقاط فراز و فرود آنها عاري است توجه چنداني به حياط نمي‎كند. به اين ترتيب، حياطِ جنوبيْ تنها محوطة بازي است كه در كنار بخش‎هاي بستة ساختمان نشسته و برخلاف حياط‎ها در بناهاي سنتي مركز و كانونِ طرح به حساب نمي‎آيد.
– نوع تركيبِ و همجواريِ فضاهاي بسته و باز دراين طرح با الگوي سنتي تفاوت دارد. عدم وجود سلسله مراتب مشخص در رسيدن از فضاهاي باز به بسته كه پيش از اين نيز به آن اشاره‎هايي شده است موجب مي‎شود كه پيوندي ميان اين دو بخش احساس نشود. از طرف ديگر در تركيب فضاهاي بستة همجوار مانند آنچه در رستوران ميهمانسرا اتفاق افتاده است نوعي بي‎نظمي و عدم توجه به تركيب‎بندي‎هاي دقيق و معنادارِ بناهاي سنتي ديده مي‎شود.
– توجه به اين نكته اهميت دارد كه در الگوي سنتي فضاهاي بسته نه فقط بر گردِ حياطها مي‎نشينند، بلكه اساساً به واسطة حياطها است كه اعتبار مي‎يابند. به عبارت ديگر نقطة شروعِ طرح در الگوي سنتيْ حياط است. حال آنكه در اينجا انتظام فضايي براساس الگوي متداول امروزي براي قطعات شمالي ـ يعني ساختماني در شمالِ زمين و حياطي در جنوب ـ شكل گرفته است، و البته حياطهاي نورگيري هم در لابه لاي فضاهاي بسته پديد آمده‎اند. در عين حال تفكيك عملكردي فضاهاي مختلف خدماتي و اقامتي نيز با كمك همين حياطهاي كوچك و دالانِ شمالي ـ جنوبي ميسر شده است.
– بنابراين علي‎رغم شباهت‎هاي فراوانِ اين بنا با خانه‎هاي سنتي كه در نظر اول احساس مي‎شود، در انتظام فضايي و در شخصيت پردازيِ عناصرِ فضاييِ معماري، با طرحي مواجهيم كه از اصول زيباشناسي معماري سنتي تبعيت نمي‎كند. طراح تنها با استفاده از تكه‎هايي از معماري سنتي و چيدن آنها در كنار هم،‌ به “تكه‎ دوزيِ” سنت پرداخته و موفق شده است مخاطب را در “موقعيت‎هاي سنتي” قرار دهد؛ امري كه به مذاق توريستي خوشتر مي‎آيد. مانند آنجا كه در ورود به حياطِ جنوبي منظرة تويزه‎هاي مكررِ ايوانچه‎ها را كه منظرة آشناي فضاهاي سنتي است مانند تصويري قاب شده در مقابلِ ديدگانِ مخاطب قرار مي‎دهد؛ و يا مصاديقِ ديگري از قبيلِ شباهت حياطهاي كوچك به حياط اصطبل كاروانسراها، استفاده از سردر و ايوانچه‎ و پلكان، و اجزا و عناصر ساختماني مانند در و پنجره و ناودان و قوس و مانند آن كه در طولِ بحث مفصلاً در بارة آنها صبحت شده است.

نمونه نقشه اتوکد مهمانسرای چهانگردی نایین-1


 

برای دانلود نقشه اتوکد مسجد الغدیر تهران (DWG) ، در پایین بر روی لینک دانلود کلیک کنید.نقشه اتوکد مهمانسرای چهانگردی نائين

دانلود

حجم : ۱۲۳Kb

رمز عبور : memarino.ir


 

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *