نمونه معماری پست مدرن

پاورپوینت معماری پست مدرن (۵۸ اسلاید)

پست مدرنيسم پيكره پيچيده و در هم تنيده و متنوعی از انديشه ها،آرا ونظرياتی است كه در اواخر دهه ۱۹۶۰ م . سربرآورد وبعدا انديشه های‌  ديكانستراكشن و مكاتب فكری غرب از جمله فمينيسم و پسا ساختارگرایی و غيره جرء واژه پست مدرن فلسفی مطرح شدند.

پروژه پاورپوینت معماری پست مدرن ، دارای ۵۸ اسلاید ، شامل سر فصل های زیر می باشد.

۱- در آمدنمونه معماری پست مدرن
۲- تعاريف
۳-تاریخ پست مدرنیسم
۴-مدرن چیست
۵-فلسفه پست مدرن
۵-۱- ويژگی های مدرن
۶- جدول تمايز مدرنيسم و پست مدرنيسم
۷- فلسفه پست مدرنيسم
۸- اشتراك در كاربرد واژه پست مدرن
۹- ويژگی های پست مدرنيسم
۱۰- معماری‌ پست مدرن
۱۰-۱-پست مدرنیسم از دیدگاه ونتوری

۱۰-۲-پست مدرنیسم از دیدگاه چارلز جنکس

۱۰-۳ چارلز مور

 

درآمد

اصطلاح پست مدرن دردهه ی گذشته به برچسبی هر چه رایج تر برای چیزی درباره ی پایان قرن بیستم تبدیل شده است. این اصطلاح همچنین به یک جنبش فکری معاصر یا بهتر بگوئیم به خانواده ای نه چندان خوشبخت از جنبشهای فکری اشاره دارد اما، (همانطورکه اغلب پیش می آید خانواده های نا سازگار جالب ترین خانواده ها هستند) اعضای خانواده پست مدرن نه فقط نظرات متعارضی بیان می کنند بلکه به موضوعاتی علاقه مندند که به زحمت همپوشانی دارند؛ مضوعاتی نظیر هنر، وسایل ارتباط جمعی، تاریخ، اقتصاد، سیاست، اخلاق،کیهان شناسی، الهیات، روش شناسی، ادبیات، آموزش وغیره. بعضی ازمهمترین اعضای خانواده از قبول نام خانوادگی امتناع می کنند وبستگان دوری نیز هستند که اصلاَ خویشاوندیشان را انکار میکنند.
پست مدرنيسم پيكره پيچيده و در هم تنيده و متنوعی از انديشه ها،آرا ونظرياتی است كه در اواخر دهه ۱۹۶۰ م . سربرآورد وبعدا انديشه های‌ ديكانستراكشن و مكاتب فكری غرب از جمله فمينيسم و پسا ساختارگرایی و غيره جرء واژه پست مدرن فلسفی مطرح شدند.

در نظر بعضی، پست مدرنیسم مترادف است با آخرین فرار از میراث ملال آور آلهیات، متا فیزیک، اقتدارگرایی، استعمار، نژاد پرستی و سلطه ی اروپای مدرن، در نظر بعضی دیگر پست مدرنیسم معرف کوششی است از سوی رشنفکران ناراضی دست چپی برای نابود ساختن تمدن غربی و در نظر بعضی دیگربرچسبی است بر جمع کودنی از نویسندگان مرموز ومبهم نویس که در حقیقت از چیزی سخن نمی گویند، هر سه ی این واکنشها نادرست است یقیناَ واژه پست مدرن نظیر هر شعار دیگری که کاربرد گسترده دارد به چنان انواع گوناگونی از پدیده های فکری، اجتماعی و هنری مرتبط بود است که میتواند به عنوان چیزی که به طرزی مایوس کننده مبهم و پوچ است، مورد استهزا قرار گیرد. این فقط نشان دهنده ان آست که جست وجوی معنایی واحد و ما هوی که قابل اطلاق به همه ی مصادیق این اصطلاح باشد نادرست است.

تعاريف :

هابرمارس  معتقد است كه ، كاربرد ”پسا“ بيشتر تداوم جريانی‌ را ثابت     می كند، نه پايانش را ، همانطور كه مقصود جامعه شناسان از واژه پسا صنعتی را نشان می دهد ونه پايانش را.

چارلز جنكس پست مدرن را به مثابه دوعنوانگی‌ ، يعنی نخبه و عامه پسند و جفت شدن اين متضاد ها :سازگار و شورشی و نيز كهنه و نو دانسته است. به قول او هنر پست مدرن متاثر از شبكه جهانی‌ است وحساسيت همراه با آن ، كنايه ای وجهانی وعلنی شدن است.

ليوتار(استاد فلسفه):واژه پست مدرن در قاره آمريكا در ميان جامعه شناسان و منتقدان متداول است و مشخص كننده ی وضع فرهنگی ما به دنبال دگرگونی هایی است كه از پايان قرن ۱۹ ، مقررات بازی را برای علم ، ادبيات و علوم انسانی و هنرها تغيير داده اند.اگر بخواهم اصطلاح  پست مدرن  را به حداكثر ساده كنم آن را به مثابه بی اعتمادی به فراروايات تعريف می كنم .

رابرت ونتوری : پست مدرنيسم اين نيست كه كثرت گرایی را جايگزين وحدت سبك كند،بلكه به نفع اشكالی از وحدت استدلال می كند كه آن را ”كل غامض“ می نامد. يعنی ساختمان هایی كه به جای كوشش بر غلبه بر تنش درونی آن را تقويت می كند.(همين رويكرد بعدها پست مدرنيسم ناميده شد.)

ايهاب حسن : پست مدرنيسم تلاشی است برای نوشتن آنچه نمی توان نوشت. دگرگونی در مدرنيسم را می توان پست مدرنيسم  ناميد. پست مدرنيسم می تواند پاسخی مستقيم  يا غير مستقيم ،به نا متصوری باشد كه مدرنيسم در پيش گويانه ترين لحظاتش نگاهی گذرا به آن انداخت .

تاریخ پست مدرنیسم

اصطلاح پست مدرن که به عنوان وجه ممیز عرصه معاصر از عرصه مدرن فهمیده میشوند؛ ضاهراَ اولین بار در سال ۱۹۱۷ به وسیله فیلسوف آلمانی رودلف کانویتس برای توصیف هیچ گرائی (نیهلیسم)فرهنگ غربی قرن بیستم که مضمونی وام گرفته از نیچه بود بکار رفت. این واژه مجددا در ۱۹۳۴ درآثار منتقد ادبی اسپانیائی فدریکو د اونیس در اشاره به واکنشی علیه مدرنیسم ادبی ظاهر شد. در ۱۹۳۹ این اصطلاح به دو طریق بسیار متفاوت در انگلستان بکار گرفته شد: توسط برنارد ایدینگزبل برای به رسمیت شناختن شکست مدرنیسم دنیوی و بازگشت به مذهب و توسط آرنولد توین بی مورخ برای اشاره به ظهور جامعه توده ای پس از جنگ جهانی اول که در آن طبقه کارگر اهمیتی بیش ازطبقه سرمایه دار پیدا می کند.

 این اصطلاح سپس به نحوه ی برجسته تری در نقد ادبی قرنهای پنجاه و شصت (قرن بیستم میلادی)برای اشاره به واکنش علیه مدرنیسم زیباشناختی و در دهه هفتاد به همین موضوع در معماری به کار رفت.کاربرد این اصطلاح در فلسفه به دهه هشتاد بر می گردد که اولا برای اشاره به فلسفه فرانسوی پساساختارگرائی بود و ثانیا برای دلالت بر واکنش عمومی علیه عقل گرائی مدرن، ناکجاآبادگرائی و آنچه ” بنیان گرائی“نامیده می شد،یعنی کوشش برای استقرار مبانی معرفت و داوری که مشغله ی فلسفه از رنه دکارت در قرن هفدهم و پس از آن بود(به قول بعضی دیگر از زمان افلاطون). در عین حال این اصطلاح در علوم اجتماعی برای دلالت بر رویکردی تازه به روش شناسی بکار رفت و حتی برای همین منظور، گرچه بگونه ای مناقشه انگیزتر،در علوم طبیعی بکار گرفته شد.این واژه با مفهوم ”پسا –صنعتی“پیوند یافت، مفهومی دال بر اینکه جوامع پیشرفته صنعتی در دوران پس از جنگ جهانی دوم خصلت اولیه صنعتی خود را عمیقا دگرگون کردند.

سرانجام این واژه از طریق روزنامه نگارانی که آن را برای همه چیز از ویدئوهای راک گرفته تا جمعیت نگاری لوس آنجلس،تا کل سبک و حال و هوای فرهنگی دهه نود بکار می رود و توجه عموم مردم را به خود جاب کرد.
درهمین زمان، خارج از حوزه فلسفه، گرایشهای جدیدی درهنر،ادبیات، موسیقی، بویژه معماری،بگونه ای انتقادی جانشین جنبش هائی می شد که قبلا رادیکال تلقی می شدند.به نظر می رسید در طول نیمه نخست قرن بیستم هنر و ادبیات جدیدی،که می توانند ” مدرنیست“نامیده شود بورژوازی و نظم اجتماعی سرمایه داری را ،که حامل بار اقتصادی مدرنیته بود،مورد انتقاد قرار می دهد. به نظر می رسید موسیقی ناهنجار و ناموزون ،امپرسیونیسم،سوررئالیسم ،و اکسپرسیونیسم درنقاشی ،رئالیسم ادبی،رمانهای   ” جریان سیال ذهن“ ،که فقط پاره ای از تحولات به شمار می روند، تخیل را به جهانی ذهنی از تجربه وارد می کند که فرهنگهای رسمی جوامعی که با شتابی اسکیزوفرنیک از نظر تکنولوژیکی و اقتصادی مدرن می شدند و دیدگاه علم طبیعی در باره جهان را جذب می کردند و در همان حال سعی می کردند به تصویر و اخلاقیت سنتی مذهبی پایبند بمانند، آن را نادیده می گرفتند. این تحولات اغلب در ارتباط با فلسفه های مربوط به سوبژکتیویته ی بیگانه شده( پدیده شناسی، اگزیستانسیالیسم، مارکسیسم، روان کاوی) به عنوان یک خرده- فرهنگ ”مخالفت گرا“و ”پیشتاز“ شناخته شدند.

این گفته ممکن است در مورد معماری غریب جلوه کند، زیرا معماری مدرنیسم تکنولوژی های جدید ساختمان را در برگرفت و نهایتاَ به معماری رسمی جهانی صنعتی پیشرفته تبدیل شد. مع هذا، سبک کاملاَََ ”حقیقت گو“ و زینت زدایی شده آن- که در آن طبق شعار مشهور میز وان در روهه ”کمتر، بیشتر است“- می خواست با آنچه آن را امتناع فرهنگ رسمی از شناسایی واقعیت حیات صنعتی مدرن تلقی میکرد مقابله کند و در این راه از سوی نظریه اجتماعی آرمانشهرگرا و مساوات خواهانه مورد حمایت قرار میگرفت.(طرفه آن که پذیرش رسمی معماری مدرن از طریق صور آشکارا مخالفت گراتر هنر مدرن پژواک بیشتری یافت؛ و سرانجام نقاشی و مجسمه سازی مدرنیست زینت بخش سرسراهای مقرهای اصلی شرکتها و ساختمانهای مرکزی ادارات دولتی شد.
پست مدرن گسترده ترین تاثیرش در دهه های ۱۹۶۰و ۱۹۷۰ در مهمترین هنر اجتماعی، یعنی معماری، بر جا گذاشت. بنیان این تاثیر در سال ۱۹۶۱ با کتاب  بی نظیر خانم جین جیکوبز به نام مرگ و زندگی شهرهای بزرگ امریکا نهاده شد.

جیکوبز به جنبش ارتودوکس اصلاحات شهری آن زمان، که در آن مدرنیسم با سیاست های دولت رفاه دست به دست هم داده بودند تا برای فقرا مجتمع های مسکونی” تک نفره“ بسازند حمله کرد. او انگیزه های ضد شهری و ضد انسانی این سیاست به ظاهر انسان دوستانه را بر ملا می کرد، که در اثر آن شبکه های شطرنجی محلات از قدیم الایام  به عنوان اجتماعاتی بادوام خود را حفظ کرده بودند،قطع می شد. سپس در سال۱۹۶۶رابرت ونتوری در پیچیدگی و تضاد در معماری بر این نکته پافشاری کردکه ارتباط معمارانه خواستارسادگی نیست بلکه طالب پیچیدگی و حتی تضاد است.ونتوری در مقابل شعار مدرنیستی ”کمتر بیشتر است“شعار ”کمتر کسل کننده است“راقرار داد.در دهه ی بعدی هم سبک مدرنیستی و هم اندیشه اصلاح اجتماعی از طریق راه حل های یکنواخت،فن سالارانه،و از بالا به پائین به گونه ای فزاینده جاذبه ی خود را از دست داد.

سپس شورش سیاسی دانشجویان، تقریبا در سراسر جهان،فرا رسید که نقطه ی اوج آن در سال۱۹۶۸بود:در ایالات متحد، پاریس،پراگ،و چین(که البته اهداف مختلفی داشت). طغیان علیه مراجع قدرت در میان طبقات جوان دانش آموخته یا در حال آموزش عمیق بود. در این محیط دانشگاهی بسیار پرجنب و جوش،در بافتی اجتماعی با پیچیدگی فزایند،بود که پست مدرنیسم به دقیق ترین معنای کلمه در فرانسه در بین استادان جوان تر متولد شد.حمله ی دانشجویان پاریس به حکومت فرانسه و به دانشگاه که دقیقا یکی از شعب آن بود،به سرمایه داری،و به جنگ آمریکا در آسیای جنوب شرقی همگی هم صدا با نقد پساساختارگرا از عقل و مراجع قدرت به نظر می رسید.

البته پست مدرنیسم یگانه ایسم فلسفی نیست که از دهه ی۱۹۶۰در مقابل وضع موجود عصیان کردهاست. در جامعه ی غربی به عنوان یک کل، میل غالب این بوداز به عقب برگرداندن عقربه های ساعت و پاسخ به مسائل جامعه و فرهنگ مدرن با بازگشتی نسبی به سوی اشکال سنتی فرهنگی قبلی یا انضمام مجدد آن ها. این ”پست مدرنیسم“ را می توان در محافظه کاری سیاسی گسترده ی دهه ی۱۹۸۰،در غراخوان به احیای مجدد اخلاقی،بازگشت به اجتماع و به مذهب،و شکلی افراطی از بنیادگرائی مذهبی(مشهور تر از همه شکل اسلامی و مسیحی آن)مشاهده کرد.در نظریه یسیاسی،گرایش به اصالت جماعت و سایر اشکال ”نولیبرالیسم“فردگرائی مدرن لیبرال رابه نابود کردن بافت جامعه متهم می کرد.در همین زمان روشنفکران دیگری کوشیدند تا از میراث مدرن عقل گرائی و فردگرائی لیبرال از طریق تفسیر مجدد آن دفاع کنند.این ”مدافعان مدرنیسم“ که معمولا پژوهش سنتی فلسفی برای یقین نهایی را محدود می کردند،کوشیدند تا بجای اینکه یا به گذشته ی ماقبل مدرن برگردند یا به درون آینده ی پست مدرن بجهند نشاطی تازه به سنت مدرن ببخشند.

عوامل دیگری در پیدایش و گسترش پست مدرنیسم از اوایل دهه ی ۱۹۷۰به طور اخص شایسته ی ذکر است:

افول مارکسیسم.چپ جدید دهه ی ۱۹۶۰و بعضی از فیلسوفان جدید فرانسه،مارکسیسم جدید خودشان را از طریق [آثار و اندیشه های] فروید و فردینان دو سوسور از نو تفسیر کردند، و بدین ترتیب،و از همان هنگام،رو به رها شدن از اورتودوکسی مارکسیستی-لنینیستی گذاردند. اما در سال۱۹۷۳بود که با چاپ نخستین جلد مجمع الجزایر گولاک،اثر الکساندر سولژنیتسین، که بازگوئی تکان دهنده ی فجایع استالینی در اتحاد شوروی بود افسون زدائی عمیق تری صورت گرفت.از آن پس دیگر برای چپ ها ممکن نبود به هیچ معنا جامعه شوروی را جامعه ی آزاد بینگارد.در دهه ی بعد فرهیختگان اروپای غربی و آمریکای شمالی بگونه ای فزاینده نسبت به مارکسیسم و تا حدودی نسبت به سوسیالیسم بی علاقه شدند.این رویدادها با چرخش عمومی بسوی جناح راست در بسیاری از جوامع غربی در دهه ی۱۹۸۰ مقارن است.

نتیجه ی این تغییر عمیق بود و به دودلی افکار عمومی میان تقاضا برای بازاری آزادتر یا تقاضا برای نظارت بیشتر حکومت بر بازار محدود نبود. مارکسیسم فلسفه ای از تاریخ بوجود آورده بود که به عنوان مذهبی دنیائی در خدمت بخش مهمی از روشنفکران سکولار غربی بود و ارضا کننده ی نیرومند آن امید بزرگ مدرنیته پیشرفت که کریستوفرلاش آنرا ”یگانه و تنها بهشت“ نامیده بود.برای بسیاری از روشنفکران غیر مذهبی امید به یک آینده ی سوسیالیستی اتوپیائی معنائی را که به شدت برای یک زندگی پس از ”مرگ خدا“ لازم بود فراهم می کرد. از دست دادن چنین امیدی بخش قابل توجهی از این گروه را تکان داد، همان طور که از دست دادن مذهب قبلا جامعه ی سنتی را تکان داده بود. در فقدان یک غایت یا هدف تاریخی به نظر می رسید که جهان بار دیگر مرکز ثقل و نقطه ی اتکای خود را از دست داده است. پست مدرنیسم، فرزند خوانده ی خودسر مارکسیسم، به این معنا،پی بردن نسلی به یتیم شدن خویش است. بدین گونه درس کوتاه ما در در تاریخ به پایان می رسد. اما همان طور که پست مدرنیستها تاکید می کنند چگونگی پیدایش و گسترش پست مدرنیسم و معنای آن دو مسئله ی متفاوت اند.به منظور بررسی معنای پست مدرنیسم،نخست باید بفهمیم که آنچه پست مدرنیسم افول آن را اعلام می کند چیست. باید درکی از معنای مدرنیته بدست آوریم.

مدرن چیست؟

 اصطلاح مدرنیسم به شیوه ای کاملا مبهم بکار رفته است. این اصطلاح می تواند به فلسفه یا فرهنگ دوره ی مدرن،به عنوان یک کل،اطلاق شود.همچنین می تواند به یک جنبش تاریخی بسیار مشخص تر در هنر طی دوره۱۸۵۰تا۱۹۵۰اطلاق شود. این دوره شاهد تجربه های بی سابقه ای درهنر بود:در نقاشی از رئالیسم گوستاوکروبه وامپرسیونیسم کلودمونه تا اکسپرسیونیسم تجریدی جکسون پولاک؛درادبیات،کنار گذاشتن روایت عینی درویرجینیاولف وجیمزجویسو صورت مثالی دادن به موضوع در ارنست همينگوی؛در موسیقی،اصوات نامتوازن آرنولد شئونبرگ و آلئن برگ و ساخت فاقد موضوع و بی ترتیب ایگور استراوینسکی و در معماری نیز، لوکوربوزیه، لودیگ میس وندروهه و والترگرپیوس نقش بسیار مهمی ایفا کرده اند.

 در هر حال یکی از شیوه های در ک رابطه ی اصطلاحات مدرن و مدرنیته و مدرنیسم این است که مدرنیسم زیباشناختی را شکلی از هنر شاخص مدرنیته ی رشد یافته یا فعلیت یافته یا متاخر بدانیم،یعنی دوره ای که در آن حیات اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی به معنای وسیع کلمه توسط مدرنیته دستخوش انقلاب شد.معنای این گفته به هیچ عنوان آن نیست که هنر مدرنیست به زحمت خارج از بستر جامعه ی مدرن شده اواخر قرن نوزدهم و بیستم قابل تصور است. مدرنیته ی اجتماعی خانه بهتر مدرن است حتی آنجا که این هنر علیه آن شورش می کند.

ویژگی های مدرنیسم ( در معماری)

فهرست معماری پست مدرن1
فرم گرایی

 

فهرست معماری پست مدرن2
ساختار بین المللی

 

 

فهرست معماری پست مدرن3
ساختارگرایی

 

فهرست معماری پست مدرن4
ساده گرایی

 

فهرست معماری پست مدرن5
خام گرایی

 

 

فلسفه پست مدرنیسم

اکثر فلاسفه به هنگام کاربرد واژه ی پست مدرنیسم جنبشی را مد نظر دارند که در دهه ۱۹۶۰در فرانسه پیدایش و گسترش یافت و بطور دقیق تر همراه با تحولات بعدی و وابسته اش،پساساختارگرائی نامیده می شد. آنها به خاطر دارند که این جنبش امکان شناخت عینی از جهان واقعی،معنای ”واحد ”  (منفرد یا اولیه ی) کلمات یا متون، وحدت خود بشری ضرورت تمایز میان پژوهش عقلی و عمل سیاسی میان معنای تحت اللفظی و استعاری، میان علم و هنر و حتی خود امکان حقیقت را انکار می کند.پست مدرنیسم ،حداقل بعضی از اصول، روشها یا ایده های مهم و شاخص فرهنگ جدید غرب را منسوخ و نا مشروع تلقی می کند. بدین معنا پست مدرنیسم ناظر است بر آخرین موج در نقد روشنگری، یعنی نقد اصول فرهنگی شاخص جامه ی مدرن که باز مانده ی قرن۱۸ است، نقدی که از آن زمان به بعد همواره جریان داشته است مدرنیته در تمام طول حیاتش از خود انتقاد کرده است.

بعضی از پست مدرنیسم ها به صراحت این ادعای تاریخی را مطرح می کنند که مدرنیته به پایانش نزدیک میشود یا باید بشود. بعضی دیگر اصلاَ از مدرن یا مدرنیسم سخن نمیگویند بلکه آن اصولی را نقد می کنند که اغلب فلاسفه آنها را اساس جهان مدرن میدانند؛ برخی خواهان طرد مدرنیته اند، در حالی که بعضی دیگر فقط آن را زیر سوال میبرند، بدون اینکه بگویند آیا جایگزینی برای آن وجود دارد یا نه.

موضوعات متعدد مهمی وجود داردکه نویسندگان مرتبط با پست مدرنیسم را دسته بندی می کند. اولا،به عنوان امری ضمنی، در مقوله بندی فوق الذکر باید تشخیص داد که هر مدعی پست مدرنیست:

(الف)صرفا مدعی این ادعای تاریخی است که ایده ها و روشهای مدرن در عصر حاضر منسوخ و متروک شده اند؛                  (ب)در باره ی اعتبار روشهای مدرن بدون هیچ ادعائی درباره ی کذب بودن آنها یا اشاره به متروک شدن آنها سوال می کند؛یا      (پ)مدعی عدم کفایت روشهای مدرن است و از ما دعوت می کند تا آنها را به نفع چیز دیگری رها کنیم.

 

بعضی از متفکران موسوم به پست مدرن به نادرست به طرد فلسفه و جامعه ی مدرن متهم شده اند، در حالی که در حقیقت فقط در باره ی آن، البته به شیوه ای ریشه ای پرسش می کنند یا فقط پوسیدگی آن را گزارش می کنند. بی آنکه به عوض مدرنیته چیز دیگری را پیشنهاد کنند. مثلا، در حالی که ژاک دریدا متزلزل کننده ی تمام اندیشه ی غربی تلقی شده است، خود دریدا به تاکید می گوید : که هیچ گزینه و جانشینی برای ”منطق مداری“یا بنیان گرائی سنتی غربی وجود ندارد؛ و این ویژگی نباید کنار گذاشته شود. اگر این گفته صحیح باشد، در این صورت نقد دریدا، و سایر صور روش شناختی پست مدرنیسم، شبیه اشکال مختلف شکاکیت آشنا در سنت غربی به نظرخواهد رسید(نظیر شکاکیت سکتوس امپریکوس در یونان قدیم و دیوید هیوم اسکاتلندی در قرن هجدهم).

نتیجتا کشمکشی میان پست مدرنیسم روش شناختی وکاربردهای ایجابی مختلف پست مدرنیسم وجود دارد.افراطی ترین مورد این است که بعضی ها که خودشان را پست مدرنیست می خوانند متافیزیسین های نظرپردازی هستند که عناصر نقد پست مدرن را برای صورت بندی مجدد مفاهیم بنیادی همچون خدا وعالم بکار می برند.این وظیفه اصولا با پساساختارگرائی و ضد بنیان گرائی و بنابراین با بسیاری چیزها که تحت عنوان ” پست مدرنیسم“قرار می گیرد در تعارض است. اما این نظرپردازان به اندازه ی هر کس دیگر نسبت به این نام حق دارند و آثارشان را آشکارا بر بعضی مفاهیم مشترک با سایر پست مدرنیست ها بنا می کنند. با این حال از آن عناصر پست مدرنیسم روش شناختی که عملا هر گونه برنامه ی نظرپردازانه را نفی می کند، دوری می کنند.

بعضی از فیلسوفان پست مدرنیسم را بخاطر استفاده از زبانی عمدتا پیچیده، تا حدودی برای اجتناب از تعارض خود، رد می کنند. به عقیده ی آنها اگر پست مدرنیست ها رک و راست حقیقت، عینیت و معنای بی ایهام واژه ها را نفی کنند آنگاه این امرنوشته های آنها را نیز نفی خواهد کرد. یعنی متون پست مدرن امکان درسترسی و بهره مندی از معنایی معقول برای خودشان را نیز منتفی می کند.دراین صورت پست مدرنیست ها در موضع انکار اعتبار قرار خواهند گرفت. به عقیده ی ناقدان، پست مدرنیست ها برای اجتناب از گرفتار شدن در چنین تناقضی با خود،به شیوه ای شرمگينانه یا طنزآمیز می نویسند و مایل نیستند ادعاهای صریح روش شناختی یا فلسفی مطرح کنند. از این رو با طفره ای که درخور پژوهشگر نیست از نقادی می گریزند.

با این همه، لفاظی از هر دو سو به اوج رسیده است؛ پست مدرنیسم  سوالات میمی مطرح می کند که فلسفه به واسطه ی تعهداتش ملزم به پاسخ گوئی به آنهاست. اتهام تناقض با خود اتهام مهمی است؛ مع ذالک صرفا استدلالی سلبی است که از اهمیت و اثر نقادی های پست مدرنیسم از پژوهش سنتی نمی کاهد. استراتژیهای گه گاه نا روشن و لفاظانه ی پست مدرنیسم، اگر نقد آن از چنین پژوهشی را بپذیریم، معنا پیدا می کند. بنابراین، حکم به این که نقد پست مدرنیسم به این دلیل که نظریه ای که ایجاد می کند نوعا با معیارهای پژوهش سنتی یا متعارف جور در نمی آید ضد حمله ای ضعیف است. در واقع این حکم به معنای آن است که هرگونه نقدی که در خدمت منافع پژوهش سنتی نباشد بی اعتبار است.

همین اتهام به قدیس حامی فلسفه سقراط هم وارد آمد و گفته شد پرسش گری جهنمی اش به هیچ چیز مثبت و عملی راهبر نمی شود، اعتقادات مهم جامعه را متزلزل می کند واز عهده ی توجیه خود جز با این ادعای عجیب که رسالتی از جانب خدا دارد(دفاعیه افلاطون)برنمی آید. بنابراین،در حالی که تهدید تناقض با خود مسئله ای جدی برای پست مدرنیسم ایجاد می کند، مسئله ای که مانع می شود پست مدرنیسم  خودش را به شیوه ای که مطلوب فلسفه های سنتی است معتبر بداند، اما این واقعیت ابدا حاکی از آن نیست که پژوهش متعارف در مقابل نقادی پست مدرنیسم  مصونیت دارد. پست مدرنیسم  مصافی جدی پیش می نهد که به سهولت نمی توان از آن طفره رفت. درست بودن آن البته موضوعی دیگر است .

پست مدرنیسم نظری ای که توسط دیوید کریفین، و به طریقی متفاوت توسط مارک تیلور ارائه شده است، با آنچه بسیاری دیگر از پست مدرنیست ها ارائه کرده اند متفاوت است. پست مدرنیست های نظری آن گونه از پست مدرنیسم روش شناسانه را که نوعی طرد و انکار را به فلسفه ی نظری تحمیل کرده است نمی پذیرد. در عوض اینان روشهای پست مدرن را در مورد مفهوم مدرن فلسفی خدا و طبیعت به کار می گیرند، برای آنکه یا مفاهیم مثبت را هماهنگ با محتوای کلی ضد-ثنوی پست مدرنیسم وارد کنند (همان کاری که گریفین در مورد جهان شناسی کرده است) ویا در حیطه ای که پست مدرنیسم ممکن است ناتوان برسد یک امکان نامشخص را برای تفکر ایجاد کنند  (همان کاری که تیلور در مورد الهیات کرده است). شناخته شده ترین تظاهر سیاسی پست مدرنیسم کوشش هائی است که تحت نامهای فمنیسم و چند فرهنگ گرائی قصد دارند فرهنگ معاصر را وادارند تمایز و غیریت را به رسمیت بشناسد و نسبت به آن واکنش نشان دهد این دو مشترکاتی با پست مدرنیسم دارند.

اشتراك در كاربرد واژه ”پست مدرن“

علی رغم افتراق در موارد استفاده واژه ”پست مدرن“ می توان نوعی اشتراك را در موارد زير تشخيص داد:                             به رسميت شناختن تكثرگرایی و عدم تعين در جهانی كه تفكر مدرن ومدرنيست ها آشكارا درصدد انكارشان بودند ، و نتيجتا دست شستن از اميد های عقلی برای سادگی‌ ، كمال و يقين ، تمركزی تازه بر بازنمایی يا تصاوير يا اطلاعات يا نشانه های فرهنگی كه موقعيتی‌غالب در حيات اجتماعی‌ كسب می‌ كنند ،و نوعی‌ پذيرش بازی‌و خيال پردازی‌ در حوزه های فرهنگی‌ كه قبلا در پی دست يافتن به حقيقت جدی و واقع گرايانه بودند. اين اشتراك يقينا اشتراكی‌ مبهم است.

ويژگی های پست مدرنيسم

در تفکر پست مدرن تاکید بر وجه محلی یا بومی در مقابل قطب بندی جهانی و فردی ، عینی و ذهنی پیشی می گیرد و بر اساس همین دیدگاه است که بر بازی زبانی نامتجانس و ناهمگن ، امور نامتوافق ، بی ثباتی ها و ناپایداری ها ، گسست ها و تضادها تاکید دارد .

تفکر پست مدرن هر گفتگو را به جای آنکه مکالمه یا دیالوگی بین دو شریک بداند ، آنرا نوعی بازی و رویارویی بین دو رقیب می داند . در این تفکر اجتماع همگانی و جهانی به هیچ وجه یک آرمان با ایده آل محسوب نمی شود در تفکر پست مدرن هنر صرفا یک تجربه زیبا شناختی نیست ، بلکه روش شناخت جهان است .
ویژگی شاخص هنر پست مدرن تاکید بر کلیشه ، تقلید هزل آمیز از سبک های مختلف و اختلاط و امتزاج رنگ های مختلف ( کولاژ Collage ) است . هنر در دنیای پست مدرن نه تعلق به چارچوب ارجاعی و معیار داوری خاصی است و نه به پروژه یا اتوپیای خاصی تعلق دارد.

طراحان پست مدرن بر این عقیده هستند که به راحتی می توان تاریخ را دور زد و تاریخ معماری را به شیوه هایی اصیل ، تازه و بدیع مجددا به هم پیوند بزنند . آنان عموما جنبش های خود را در راستای حرکت های جدایی طلب و فرقه گرایانه سوق دادند و از جنبش های وسیع و گسترده حقوق مدنی و پیوند های انسانی ، که می توانستند موجب رشد ، ارتقا و استعلای محدوده ها و عرصه فعالیت های گروهی گردند ، دوری می جستند .
پست مدرنهای فرانسوی این نوع نگرش به جهان را به مثابه کشفی چشمگیر و کلیدی برای آزادی و سعادت در دنیای جدید پلورالیستی و چند خدایی ارائه می کنند .
همانگونه که قبلا متذکر شدیم اندیشه پست مدرنیسم سمت و سو و جهتگیری واحدی ندارد . بلکه در جهان متعددی سیر می کند ، مضامین آن چندان با هم سازگار نیستند بلکه در اکثر موارد دچار تناقض ها و ابهام های آشکاری هستند .
یکی از اساسی ترین مضامین مبحث پست مدرن حول واقعیت یا فقدان واقعیت یا چندگانگی واقعیت می چرخد. هیچ انگاری مفهومی نیچه ای است که با معنای سیال و بی ثبات از واقعیت رابطه ی تنگاتنگی دارد . شعار ” مرگ خدا ” ی نیچه به این معنی است که دیگر نمی توانیم به هیچ چیز یقین داشته باشیم . اخلاق دروغ است و حقیقت افسانه .

از مهمترین مضامین پست مدرنیته می توان به موارد زیر اشاره کرد :

۱- تردید در این باره که هرگونه حقیقت انسانی ، بازنمایی عینی و ساده ای از واقعیت است .
۲- توجه و تاکید بر نحوه کاربرد زبان از سوی جوامع برای ساختن واقعیات مورد نظر خود ، اینکه جوامع چگونه از زبان برای ایجاد واقعیات استفاده می کنند .
۳- ترجیح دادن یا اولویت قائل شدن برای بومی ( محلی ) ، عینی و اخص در برابر ، جهانی ، انتزاعی و اعم.
۴- تجدید علاقه یا توجه دوباره به روایت داستان و داستان سرایی .
۵- پذیرش این نکته که توصیف های متعدد و متفاوت از واقعیت را همواره نمی توان به شیوه ای قطعی و نهایی ، یعنی عینی و غیر انسانی ، در برابر یا علیه یکدیگر به کار رفت .
۶- تمایل به پذیرش و قبول چیزها آنگونه که در سطح و ظواهر قرار دارند ، به جای جستجو ( به سبک فروید یا مارکس ) برای یافتن معانی ژرف تر .

اکثر این مضامین با هم جور بوده و مناسب هم به نظر می رسند ولی معذلک ، وضعیت پست مدرن از نوعی تنش یا آشفتگی خاصی برخوردار است ، از یک سو تمایل به سمت تجزیه ، پراکندگی و افتراق و از سوی دیگر جستجو برای یافتن چارچوب های وسیع تری برای معانی است .

پست مدرن را باید بر اساس پارادوکس آینده ( Post   ) و پیشین ( Mode   ) درک کرد .
Late Modern , Post Modern  هر دو سنت از حدود ۱۹۶۰ شروع شدند و هر دو به افول مدرنیسم واکنش نشان دادند .
دوره پست مدرن زمان انتخاب های مداوم است . دوره ای که هیچ روش تثبیت شده ای را نمی توان بی خود آگاهی و کنایه دنبال کرد ، تمامی سنت ها به نوعی اعتبار دارند .
پست مدرن اصولا تلفیق گزینشی هر سنت با سیاق پیش از خود می باشد ، هم ادامه مدرنیسم است و هم فراتر از آن رفتن . بهترین کارهای پست مدرنیسم ویژگی ابهام و کنایه را دارا می باشند و انتخاب نامحدود ، کشمکش و گسستگی سنتها را به تصویر می کشند ، زیرا این چند گانگی آشکارا بر کثرت گرایی ما غالب است .
پست مدرنیسم را دوگانگی متناقض نما یا ابهامی می دانم که نام دو رگه اش به معنی ادامه مدرنیسم و فراتر از آن رفتن می باشد و متاثر از دهکده جهانی است و حس همراه با آن کنایه شهروندی جهانی شدن را در خود دارد . پست  ” Post ” بودن به معنی ” برتر بودن ” است .

پست مدرنیسم دوباره به رسمیت شناختن حضور ، دنیا دوستی ، خلاقیت و تنوع است و البته معنویت عینیت یافته که یک جهت گیری کیهانی است بر اساس علم معاصر.

معماری پست مدرن

معماری پست مدرن واکنشی است علیه چیزی که فردریش استوواسر ( فرتیس هاندرت واسر F. Stowasser- Fritz  Hunderwasser ) نقاش معاصر اتریشی آن را ” استبداد خطوط مستقیم “ خوانده است .
در معماری جدید تاکید بر خطوط منحنی ، تاکید بر امور غیر قابل پیش بینی ، بر تزئین و تقلید هزل آمیز و بر زیبایی غیر کارکردی استوار است . سطوح شفاف و آینه وار و هزارتوهای پیچاپیچ ، عناصر عمده ای در معماری پست مدرن به شمار می روند .
در سمت دیگر جریان معمار لاس وگاس به چشم می خورد که در فراگیری از اغراق آمیزترین تعابیر معماری معاصر ، راه افراط را در پیش می گیرد که تفصیل آن را می توان در کتاب ” آموختن ( فراگیری ) از لاس  و گاس ( Learning From Las Vegas  ) اثر رابرت ونتوری دید . در این سبک معماری به آمیزه متنوعی از سبک های مختلف بر می خوریم .

نمونه بارز آن ساختمان موسوم به قصر سزارها ( Caesara Palace  ) با مجسمه ها و تندیس های قدیمی و نگهبانان پارکینگ و پیشخدمت هایی که به سبک لژیونرهای روم باستان لباس پوشیده اند ، است . در اینجا سیطره و سلطه تابلوهای متعدد نئون های رنگی پرزرق و برق که چشم هر مشتری را مفتون و محسور خود می سازد بر نماهای کمتر دیدنی و نه چندان تماشایی میزهای قمار و دستگاهای خدکار فروش اغذیه و نوشیدنی ، به وضوح مشهود و ملموس است .

عطف به تاریخ ، التقاط در سبک و شیوه های بیان معماری ، رجوع به اقلیم (منطقه گرایی ، تحت تاثیر نیاز ارتباط معماری با محیط و به ویژه اقلیم ) ، آزادی حس ترکیب ، عدول از مناطق عقلانی رنگ ، نشانه های شخصی یا اجتماعی و بهره گیری از تمثیلهای دور و نزدیک و به طور کلی دستاورد پست مدرنیسم ، تازگی و تنوع در شیوه های بیان معماری است .

از نظر پست مدرن ها شرایط زیر فرم ساختمان را تعیین می کنند :

۱- خصوصیات فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی و اقتصادی افراد که از آن ساختمان استفاده می کنند .

۲- خصوصیات شهری ، خیابان ، میدان ، کوچه ، مغازه .

۳- شرایط اقلیمی ، رطوبت ، سرما ، گرما ، جنگل ، صحرا .

۴- نحوه زندگی روزمره اهالی ساختمان ، نیازهای آنها ، پیش زمینه های ذهنی Event

رابرت ونتوری معمارآمریکائی از شاگردان سارنین Saarinen و لوئی کان Khan بود و در دفتر آنها کار می کرد . در سال ۱۹۶۶ کتابی به نام ” پیچیدگی و تضاد در معماری ”  را به رشته تحریر در آورد .
در این کتاب رابرت ونتوری اصول اندیشه ها و جهان بینی معماری مدرن را زیر سوال برد . او در این کتاب خواستار توجه به خصوصیات انسانی و توجه به معماری انسانی مدار شد . عمده نقد ونتوری در این کتاب متوجه میس وندروهه بود . در مقابل  کم خسته کننده است ، رامطرح می کند . او عقیده داشت مسائل بسیار پیچیده و تضاد در ساختمان وجود دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت ، یا حذف کرد . ونتوری عقیده داشت که یک ساختمان نمی تواند یک فرم خاص داشته باشد ، برای او فرمهایی از قبیل خانه های دامنه کوههای ایتالیا که بر اساس نیازهای مردم و شرایط اقلیمی بنا شده ملاک است .
ونتوری هیچ اعتقادی به سبک بین المللی ندارد و به جای آن معتقد به زمینه گرایی است ، یعنی هر بنایی باید بر اساس زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی و کالبدی و شرایط آن سایت و ساختمان طراحی و اجرا شود .

در ادامه به بررسی دقيق اصول ونتوری در مبحث پست مدرنيسم وسپس عقايد چارلز جنكس و چارلز مور خواهيم پرداخت.

پست مدرنیسم از دیدگاه ونتوری

رابرت ونتوری (۱۹۲۵-     )معمار ساکن فیلادلفیا به شعار میس وندروهه که ”کمتر بیشتر است“ -یعنی تزئینات و کثرت سبک باید حذف شوند- با این شعار مشهور و طنز آمیز پاسخ گفته است که ”کمتر کسالت آور است“مشخصه ی معماری و تئوری التقاط گری و امتناع از طرد معماری تجارتی مردم پسند به عنوان یک معماری ذاتا عامیانه است. هدف او این نیست که کثرت را جایگزین وحدت سبک کند،بلکه به نفع اشکالی از وحدت استدلال می کند که از سادگی کمتر و پیچیدگی بیشتر برخوردارند و چیزی را می سازند که او آن را ”کل غامض“می نامد؛ یعنی ساختمانهائی که به جای کوشش برای غلبه بر تنش درونی، آن را تقویت می کنند. همین رویکرد است که بعدها ”پست مدرنیسم“ نامیده شد،اما اصول و تئوری به شرح زیر است:

الف) معماری غيرسرراست

ونتوری‌در كتاب ”پيچيدگی و تضاد در معماری“ می گويد: من بيشتر طرفدار غنای معنا هستم تا وضوح معنا، من هم از نقش ضمنی ها از نقش صريح طرفداری می كنم .من ”هم اين هم آن“ را بر ”اين يا آن“ ،سياه وسفيد و گاه خاكستری را بر سياه يا سفيد ترجيح می دهم. يك معماری موجه سطوح بسياری از معنا و تركيب های مختلفی از تمركز را طلب می كند.فضا و عناصر آن ،درآن واحد، به طرق متعددی خوانا و كارآ هستند،اما يك معماری پيچيده و متضاد التزام ويژه ای به كل دارد:حقيقت آن بايد در تماميت آن يا الزامات تماميت آن قرار داشته باشد. اين معماری بيشتر بايد وحدت دشوار تضمن را مجسم كند تا وحدت آسان طرد را. كمتر بيشتر نيست.

ب) پيچيدگی وتضاد در مقابل ساده سازی يا شگرف نمایی

سادگی اجباری به ساده سازی بيش از حد منحر می شود مثلا فيليپ جانسن در وايلی هاوس، برخلاف خانه شيشه ای اش كوشيد تا از سادگی پاويون های با شكوه فراتر رود. اوآشكارا ”نقش های و بسته زندگی دريك طبقه ی هم كف استوار بر ستون ها را جدا و مشخص نمود و آن ها را از نقش های باز اجتماعی در پاويون ها باز اجتماعی در پاويون مدولار فوقانی تفكيك كرد .اما حتی دراينجا  هم ساختمان به نموداری از يك برنامه زياده از حد ساده شده برای زندگی ، به يك نظريه ی مجرد ”يا اين –يا آن ”تبديل می شود؛ جایی كه سادگی نتواند كار كند خامی وناپختگی حاصل می شود. ساده سازی پر هياهو به معنای معماری بی روح و ملال آور است. كم تر كسل كننده است.

ج) سطوح متضاد:( پديده هم اين وهم آن در معماری )

سنت ”يا اين –يا آن ” مشخصه معماری ارتدكس بوده است :يك سايه بان احتمالا هيچ چيز ديگری نيست؛ يك تكيه گاه به ندرت يك حصار است ؛ يك ديوار با كار گذاشتن پنجره ها مخدوش نمی شود، بلكه به وسيله شيشه كاملا قطع می شود؛نقش های پيش بينی شده در برنامه به گونه ای اغراق آميز به جناح ها ی تفكيك شده تقسيم شده اند.حتی ”فضای سيال“ هم از داخل خارج بودن و از خارج داخل بودن را افاده می كند، به جای آن كه در آن واحد هر دوی آن ها باشد. چنين تظاهراتی از تفكيك وروشنی با معماری پيچيدگی و تضاد ،كه بيشتر مايل است ”هم اين –هم آن“ را جذب كند، تااين كه ”يا اين يا آن“ را طرد نمايد بيگانه است.

اگر منشاء پديده ی ”هم اين –هم آن“ تضاد باشد ، شالوده اش سلسله مراتب است كه سطوح متعددی از معنا ها را در ميان عناصری با ارزش های مختلف آشكار می كند .اين پديده می تواند در آن واحد شامل عناصر خوب و ناجور ، بزرگ و كوچك ،بسته و باز، پيوسته و تفكيك شده ،گرد و مربع ، ساختاری و فضایی باشد. معماری كه شامل سطوح مختلفی از معنا است ابهام و تنش را پرورش می دهد. اغلب نمونه ها به دشواری خوانده می شوند اما معماری غامض ، اگر پيچيدگی و تضاد های محتوا و معنا را منعكس كند ، معتبر است.

د) تطبيق محدوديت های نظم (عنصر متعارف)

جان كلام : تضادها بايد پذيرفته شوند.

تضاد ها می توانند نمايان گر تناقضی استثنایی باشند كه نظم را، كه از جهات ديگر بی تناقض است، تا حدودی تغيير می دهد يا نمی توانند نشان دهنده ی تناقض هایی در سراسر نظم به عنوان يك كل باشند. در حالت اول ، رابطه ميان تناقض و نظم ، استثناهای عارضی را با نظم تطبيق می دهد ، در اين جا نظمی را بر پا و سپس خرد می كنيد ؛ اما آن را از سر قدرت خرد می كنيد نه از سر ضعف.

معنا می تواند با در هم شكستن نظم تقويت شود ؛استثنا متضمن قاعده است. ساختمانی بدون هيچ جزء ناقص نمی تواند هيچ جزء كاملی داشته باشد زيرا تضاد معنا را تقويت می كند.

اما نظم بايد وجود داشته باشد كه شكسته شود؛كلمه قصار لوكوربوزيه اين است كه :«هيچ كار هنری بدون يك نظام وجود ندارد.»

استاندارد كردن ، نظير قرار دادی بودن ، می تواند تظاهر ديگری از نظم نيرومند باشد،اما استاندارد كردن برخلاف قراردادی بودن ، به عنوان محصولی غنی كننده از تكنولوژی ما ، كه به واسطه ی سلطه ی نيرومند وخشونت اش هراس انگيز است، در معماری مدرن پذيرفته شده است. اما آيا نبايد از استاندارد كردن ناسازگار با اوضاع و احوال و بدون استفاده خلاقانه از زمينه بيش از خود استاندارد كردن وحشت داشت؟

ه) التزام به كل غامض:

كل غامض در يك معماری پيچيدگی و تضاد، دربر گيرنده ی  كثرت و تنوع عناصر در روابطی است كه ناسازگارند يا از نظر ادراكی در زمره ی انواع ضعيف تر قرار دارند. عنصر ذاتی يك معماری‌ مبتنی بر كل فراگير است.

فهرست معماری پست مدرن6
روبرت ونتوری

 

فهرست معماری پست مدرن7
روبرت ونتوری

 

پست مدرنیسم از دیدگاه چارلز جنکس

چارلز جنکز                          Charles Jencks

تاریخ نگار و منتقد معماری است . در سال ۱۹۷۷ کتابی به نام ” زبان معماری پست مدرن ” The Leanguage Post Modern Architecture   .

او در این کتاب تاریخ دقیق مرگ معماری مدرن را روز ۱۵ ژولای ۱۹۷۲ در ساعت ۳۲/۳ بعد از ظهر اعلام کرد .   این تاریخ اشاره به منهدم کردن آپارتمان های مسکونی پروت ایکو در شهر سنت لوییس آمریکا است.

جنکز بیان می کند که این مجموعه آپارتمانها سمبل معماری مکعب شکل و بدون تزئینات مدرن بوده و بسیاری از اصول طراحی آن منطبق با اصول مطرح شده در سیامCIAM) كنگره    بين المللی معماران  مدرن ) است ،  عدم انطباق با فرهنگ سیاهپوستان فقیری که در آن زندگی می کردند و باور آنها از خانه، که باعث شد آنها با آپارتمان بیگانه باشند.
بر طبق نظر جنکز معمار نباید به تنهایی خانه را طراحی کند ، بلکه همکار و مشاور او استفاده کنندگان آن می باشند .
به معماری پست مدرن معماری پاپ Popular Architecture   یا معماری مردمی هم می گویند ، چون در این نوع معماری از احجام و تزئینات و رنگهای عامه پسند و جالب توجه برای سطح درک عموم استفاده می شود .

چالز مور

چارلز مور دو کتاب در مورد پست مدرن به نامهای : The Place Of House  جایگاه خانه در سال ۱۹۷۶ و کتاب  Body . Memory & Architecture  بدن ، خاطره و معماری را در سال ۱۹۷۷ نوشت.
در مورد پست مدرن

۱- تنوع مجموعه عناصر از نظر فرم ، اکلکتیسیسم

۲- جستجوی یک سنتز برای حل مسائل واقعی که تمام توقعات و مشخصه های زمان را در برداشته باشد .

۳- کوچکترین معیار متدولوژیک ، پیروی از مسائل واقعی و انتخاب روشی که از تفکر و حوصله حاصل می شود .

یکی از طرحهای پست مدرن ، طرح میدان ایتالیایی ها Piazza D ‘ Italia  کار چارلز مور است . این میدان برای ایتالیایی تباران در آمریکا بین سالهای ۷۹- ۱۹۷۸ ساخته شده است . منبع الهام فواره تروی در شهر روم Trevi Fountain  است . میدانهای قدیمی با ساختمان ، مجسمه ، محوطه و خصوصا آب فواره به صورت یک مجموعه به هم تنیده شکل گرفته است .
طرح سایت نقشه شبه جزیره ایتالیا را روی پلان این میدان نشان می دهد ، چون اکثریت ایتالیایی ها از سنت لوییس از جزیره سیسیل هستند ، جزیره سیسیل در وسط این میدان به صورت سمبل قرار دارد .

فهرست معماری پست مدرن8

كلام آخر

به آسانی می توان در يافت كه دوران ما يك دوران تولد و مرحله گذر به عصر تازه است. پوچی و ملالی كه نظم های نهادين را می آشوبد و پيش بينی مبهم و بدشگون رويدادی نا شناخته مناديان دگرگون هستند كه درراه است.

ويلهلم فردديش هگل

پست مدرن از دو كلمه پست و مدرن تشكيل شده است ؛كه پيشوند پست به كلمه مدرن مفاهيمی همچون ،نتيجه مدرنيسم،عواقب مدرنيسم،زاده مدرنيسم و غيره را القا می كند. اما همانطور كه از نامش بر می آيد همان پست مدرنيته است يعنی چيزی كه بعد از مدرنيته می آيد؛كه حكايت از تلاش واز هم پاشيدگی تازه يا واقعی آن شكل اجتماعی می كند،كه با مدرنيته پيوند دارد؛ كه می تواند به نوعی نامی برای جامعه ی سرمايه داری باشد؛چرا كه پست مدرن را هنر تبليغات نيز می نامند.

منابع و مآخذ

كهون،لارنس،از مدرنيسم تا پست مدرنيسم،تهران،۱۳۷۶

پايگاه های اينترنتی

 

برای دریافت پاورپوینت معماری پست مدرننمونه معماری پست مدرن

در پایین روی لینک دانلود کلیک کنید.

دانلود

تعداد صفحه : ۵۸ اسلاید

حجم : ۱٫۵mb

نوع فایل : rar

4 دیدگاه

  • miss

    password ru chi bezanam?

  • miss

    man password emalam ru yadam nist mishe inja javabamo bedid

    • adminmabk

      با سلام –
      باید ایمیلی که معتبر می باشد را وارد کنید. چون لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

  • نوشتن دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *