پروژه تاریخچۀ مناره

پروژه تاریخچۀ مناره (۷۰ ص – word )

ماهیت مناره را می توان بر خلاف دیگر ساختمان های مذهبی اسلامی، مانند مسجد و مدرسه، بلافاصله و بی هیچ تردیدی تشخیص داد. پژوهش های ارزشمندی که صورت گرفته، این مطلب را به روشنی نشان می دهد.

پروژه تاریخچۀ مناره، ۷۰ ص (word)، شامل سر فصل های زیر می باشد.

فهرست

موقعیت برج ها یا مناره های اولیه

ریشه یابی لغت

شکل مناره های اولیه

مناره دمشق

مناره قیروان

مناره های الموحدون

مناره های غرب آفریقا

مناره های عراق

مناره در ایران

ریشه ها

مناره های سلجوقی

مناره دوره ایلخانیان

مناره های تیموری – صفوی

مناره های هند و پاکستان

مناره قطب در دهلی

مناره های متاخر در هند

مناره های ترکیه

دوران سلجوقی و بی لیک

مناره های مصر


مقدمه

ماهیت مناره را می توان بر خلاف دیگر ساختمان های مذهبی اسلامی، مانند مسجد و مدرسه، بلافاصله و بی هیچ تردیدی تشخیص داد. پژوهش های ارزشمندی که صورت گرفته، این مطلب را به روشنی نشان می دهد. به طور کلی چنین به نظر می رسد که ارتباطی بین مناره و عملکرد آن برای گفتن اذان (فراخوان مومنان به نماز) وجود ندارد. پشت بام مسجد و یا حتی بلندی ساختمان محل مناسبی برای این منظور است. در طول زندگی پیامبر اکرم(ص)، بلال، غلام حبشی پیامبر، که صدای رسایش حکم اسطوره را یافت، مسئول فراخواندن مردم از این طریق بود. همچنان که در حدیث آمده است این امر به شکلی بس طبیعی رخ داد: «هنگامی که مسلمانان به مدینه آمدند از روی عادت و بدون هیچ گونه دعوتی، دور هم جمع می شدند و نماز می گزاردند. برای رفع این کمبود مسلمانان روزی به گفت و گو نشستند و برخی شان در این میان معتقد بودند که «خوب است ما هم همانند مسیحیان، ناقوص داشته باشیم»، عده ای دیگر می گفتند «بیایید از شیپوری همچون شیپور یهودیان استفاده کنیم.»، عمر گفت: «چرا کسی را برای خبر کردن مردم نگماریم؟»، پیامبر فرمود: «بلال برخیز و مردم را به نماز بخوان.» این عمل برای یک نسل ادامه یافت. و این حقیقتی است که ثابت می کند مناره جزء ضروری مراسم اسلامی نیست. تا کنون جمعیت های اسلامی از کشمیر تا سودان، به ویژه وهابیون عربستان از ساخت مناره پرهیز می کنند چرا که آن را برای خود نمایی و غیر ضروری می دانند. دیگران نیز به مناره های به اصزلاح «پلاکانی» بسنده کرده اند که از چندین پله پهن بیرونی که به یک اتاقک بالای بام منتهی می گردد تشکیل یافته است. اینها باعث تداوم عملکردی مشترک در قرن اول اسلام شدند. در حالی که چنین ساختارهایی به وضوح کارآمد هستند، لکن در عین حال این شبهه وجود دارد که آیا همین موارد در مناره های بلند تر از ۵۰ فوت نیز صدق می کند یا نه. صدای انسان نمی تواند بدون استفاده از تقویت های ماشینی، به راحتی به گوش برسد، به ویژه در مناطق شهری پر سر و صدا، و از بالای مناره های مشهوری مانند جیرالدا در اشبیلیه (سه ویل) اسپانیا یا منار قطب در دهلی. پس اگر تردیدی در این کار کرد مناره وجود دارد، اهداف دیگر از برپاکردن آن چیست؟ اگر تحقیقات را به نمونه های اولیه در دنیای اسلام، به عنوان مثال آنهایی که تاریخشان به اواخر قرن چهارم هـ.ق بر می گردد محدود کنیم، به دنبال تجزیه و تحلیل های بر کم می توان به سه نظریه دست یافت. اولی: بررسی نقش مناره های ابتدایی در مجموعه تاریخی خاص خود، آن هم با این فرض که این نمونه ها پایه و راهنمایی برای تکامل شکل مناره شدند. نظریه دوم: بررسی نکات راهنمای موجود در واژگانی است که برای مناره استفاده می شوند و در واقع نوعی بررسی در ریشه یابی واژگان. نظریه سوم بر شکل مناره های اولیه و منابع بی واسطه آنها متمرکز است و بنابراین مستلزم این فرض است که دست کم نشانه هایی از عملکرد ابتدایی متناسب با این شکلها در دوره اسلامی سالم مانده باشد. با وجود این، هیچ یک از این مفروضات خالی از ایراد نیست، چرا که هر کدام از آنها با تناقض هایی همراه است، به خصوص در قرن های سرنوشت ساز اولیه که بسیاری از اندیشه های مربوط به مناره در روند تحولات بغرنج قرار گرفته است. به راستی که تاریخ اولیه مناره مملو از مشکلاتی است که تمایل فراوان نسبت به دستیابی به مدارک اولیه با کمک پیشرفت های بعدی و نه متون ادبی آن دوران، تشدید شده است. خوشبختانه، گزارش های تازه جاناتان بلوم درباره این مساله، بسیاری از باورهای نادرست متداول را اصلاح کرده و تحقیقات در این زمینه را به مرحله جدیدیرسانده است.

 

موقعیت برج ها یا مناره های اولیه

ساده تر آن است این کار را با مطالعه بر روی شرایطی که مناره های اولیه تحت آن ساخته شده اند، آغاز کنیم. بر طبق شواهد کتبی، نخستین مناره در زمان خلافت معاویه در حدود سال ۴۵ هـ.ق به در خواست والی عذاق، زیادبن ابیهی بر پا شد. یک برج سنگی نیز به مسجد بصره اضافه شد – و اگر به راستی برج بوده باشد، می توان آن را یکی از تاریخی ترین چهره های مسجد به شمار آورد. بلافاصله بعد از آن در سال ۵۳ هـ.ق به دستور حاکم مصر چهار مناره به مسجد عمرو در فسطلط ملحق گردید و این در حالی است که در مصر، مناره های دیگری به مساجد اضافه می شدند. اگر چه چیزی از ساختمان آنها باقی نمانده است، این شاهد کتبی که به طور کلی می بایست با احتیاط با آن برخورد کرد – چرا که از قرن ۱۵ میلادی نشات می گیرد – کاملا روشن کننده است. این شاهد مشخص می کند که انگیزه ساخت مناره از بالاترین قدرت سرزمین گرفته شده است، و حتی این امکان وجود دارد که خلیفه خودش بانی ان باشد، گو اینکه این تصور است و بس. مسلماً نه می توان این مسئله را به عنوان نوعی برداشت محلی تلقی کرد و نه می توان پذیرفت که چنین ابداع بزرگی صرفا توالی موقعیت هایی همگون به وجود آمده باشد. نکته ای که در مورد آن اتفاق نظر وجود دارد این است کهاین موضوع تقریبا به طور همزمان از سوریه – ایالتی که  از هر دو کشور به یک فاصله است – به مصر و عراق آمده است. به عبارتی دقیق تر سوریه مرکز خاندان امویان بوده است که به تازگی به قدرت رسیده و در نظر داشتند تا موقعیت خود را استحکام ببخشند. به نظر می رسد که کلید ابداع این بنای تاریخی بیشتر در مسائل سیاسی نهفته باشد و نه احیانا در احکام علمی. در اینجا آنچه اهمیت می یابد باور معاویه از مقامش به عنوان خلیفه است. این معاویه بود که با ضرب سکه هایی که چهره او را به عنوان حاکم قدرتمند نشان می دادند و با استفاده از منبر، آنهم هنگامی که فقط حاکم سوریه بود و بس، یا به خود بستن بسیاری ا جلوه های تمام عیار تشریفاتی سلطنتی بیزانسی، عقاید مومنان متعصب را خدشه دار کرد. توجیه او برای این کار و دیگر اعمال مشابهش همواره بی تغییر ماند. جمعیت محلی مجبور به اطاعت بودند و عرف آنها شکوه حاکم سرزمینشان را طلب می کرد و درست در زمان خلاف معاویه بود که فرمانبردار او، مصلمه، دستور ساخت چهار «مناره» برای مسجد فسطاط را صادر کرد، البته نه شاید برای اذان گفتن. بر خلاف این پیش زمینه، معرفی مناره نیاز به رنگ امیزی سیاسی درست دارد. سوریه مسیحی شین، جایی که در آن، مسلمانان قلمروی بسته ای ایجاد کرده بودند، کلیساهایی با سنگ های مرغوب داشت که چشمگیرترین نمای بیرونی آنها یک برج بلند بود. در بالای این برج ها یک سیمانترون معادل ارتودوکس برای ناقوس کلیسا قرار داشت که مردم را برای اعمال نیایش قرار می خوانده است. معاویه که با ظرافت خاصی به اختلافات ما بین مسیحیان و مسلمانان آشنا بود و نیاز به آشتی دادن آنها را در یک فرصت مقتضی در خود احساس مس کرد، یقیناً در مقایسه این عمل مسیحیان با معادل ساده تر اسلامی ان توفیق یافته است. تصمیم گیری برای رسمیت دادن و اعتبار بخشی به اذان، که تا کنون نمودی نیافته بود، از ویژگی های خود اوست. این اظهارات مشخصا ظاهری مسیحی دارند، لکن سرشار از مفاهیم اسلامی اند. مورد بعدی گنبد صخره ای بیت المقدس نمونه مشابه مشخصی را در ذهن تداعی می کند. تجاوزات سیاسی بر روی شکل های معماری مذهبی اولیه اسلام، از نشانه های بارز دوران امویان است. این مباحث به تفسیرهای متعددی نیاز دارد. می شد ازآنها در حمایت از این نظریه استفاده کرد که این مناره های ابتدایی و لزوما زائد بدین منظور استقرار یافتند که به نوعی بتوانند به غیر مسلمانان بومی نشان دهند که دین جدید قادر به ابداع معماری تاریخی و با عظمت برای خود هست. و آسان تر از آن می توان از این منازره ها به عنوان نمونه تبلور تدریجی نیت مسلمانان برای یافتن اظهارات ارزشمدی از دین شان یاد کرد که بدوا اگر نه منحصرا به سمت خود جامعه مسلمین رهنمون می گردد. با وجود این می توان چنین نتیجه گرفت که مناره از ابتدا به عنوان نماد صوری اسلام انتخاب شده است. با همه اینها، خاور نزدیک در سالهای اولیه دین جدید با سر سختی تمام غیر مسلمانان باقی مانده بود، به تدریج به صورت قانون در آمد و شرایط نیاز مبرم بر آن تاکید کرد. این دو تفسیر زین پس با جزئیات بیشتر در مبحث شکل مناره های اولیه مطرح خواهد شد. در اینجا شایان ذکر است که با همه این احتمالات مناره های اولیه بسیار کوچک تر از آن بودند که وظیفه تبلیغاتی داشته باشند، حال خود این مسئولیت از طرف مسلمانان باشد و یا مسیحیان و یا هرودی آنها بنابراین بهتر است که مناره ها را به عنوان کوششهایی اولیه و نا مطمئن در قالبی نا معمول بر شمرد. قالبی که اسلام آن را بعدها پیروزمندانه از آن خود کرد.

.

.

.

برای دریافت پروژه تاریخچۀ مناره، در پایین بر روی لینک خرید کلیک کنید.


عنوان :پروژه تاریخچۀ مناره (word)پروژه تاریخچۀ مناره

تعداد صفحه : ۷۰ صفحه

حجم:۴۱٫۵mb

3,000 تومان – خرید


نمونه پروژه تاریخچۀ مناره

 

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *